تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
ايل و الوس اوزبك را تاختند و مجموع آن بىباكان را مستأصل و پريشان ساختند . مصرع
كه واجب شد طبيعت را مكافات « 128 »
و از امراى عراق عجم ، امير حسين طارمى كه در نواحى سلطانيه ابا عن جد يورت داشت احرام قبلهء اقبال بسته عزيمت كعبهء آمال نمود و به شرف ملازمت استسعاد يافت و به عنايات پادشاهانه سرافراز و ممتاز شد و در سلك عظماى امرا منتظم گشت . و در اين سال ، سيد اهل كمال و سند اصحاب حال ، مرتضاى اعظم مقتداى سادات عرب و عجم ، كاشف انوار الهى ، واقف اسرار نامتناهى ، امير نور الدين سيد نعمّة اللّه * طيب اللّه تعالى منقلبه و مثواه ، بيست و پنجم « 129 » رجب از اين وحشت‌آباد رنج و تعب شاهباز روحش به سوى روضهء رضوان در قريهء ماهان * كرمان در طيران آمده در همان مقام مدفون است و اين چند بيت در حال نزع نظم فرمود . بيت
نعمة اللّه جان به جانان داد و رفت * بر در ميخانه مست افتاد و رفت كل شىء هالك الّا وجهه * خواند بر دنياى بىبنياد و رفت چون نداى ارجعى از حق شنود * زنده‌دل در عشق او جان داد و رفت نعمة اللّه دوستان يادش كنند * تا نپندارى كه رفت از ياد و رفت *
و حاوى اوراق ، عبد الرزاق بن اسحق ، به حسب اتفاق در شهور سنهء خمس و اربعين و ثمانمايه به بلدهء كرمان و قريهء ماهان رسيد و به زيارت آن مشهد منور و مرقد معطر مشرف گرديد و قبه و بارگاه و گنبد و خوابگاه در غايت عظمت مشاهده
هامش
( 128 ) . از خمسهء نظامى ( خسرو و شيرين ص 189 ) . ( 129 ) . بيست و دوم در ريو ( از روى مناقب تأليف معاصر و جامع مفيدى ) و دايرة المعارف اسلام .