وقايع سنهء اربع و ثلاثين ذكر وصول موكب همايون به دار السلطنهء هرات
حضرت خاقان سعيد از يورش دوم آذربايجان معاودت فرمود و دوم ماه شوال به سعادت و اقبال از سلطانيه به صوب مملكت خراسان عزيمت نمود . نسيم نصرت و تأييد از مهب عنايت وزيده و نكباى نكبت خاك خسار در چشم دشمنان خاكسار پاشيده آفتاب دولت از افق فيروزى طالع و صبح سعادت از مشرق عنايت لامع و خاقان عالمستان با لشكرهاى جهان از سلطانيه روان شد . غبار سمند جهان نوردش سرمهء ديدهء روشنان افلاك و فتراك دولت روزافزونش دستگير گوشهنشينان مركز خاك . نعل يكران باد جولانش حلقهء گوش تاجداران تختنشين و طوق بندگى و عبوديتش
مصرع
در گردن سركشان صاحب تمكين
و موكب ظفرنشان از ملك رى و سمنان و دامغان گذشته به ظاهر بسطام رسيد و شرف زيارت اكابر آن ديار و بلاد دريافته از ارواح ايشان استمداد نمود و موكب ظفر انتساب چون ماه و آفتاب منازل و مراحل مىپيمود تا صحراى نيشابور ، از يمن رايت منصور
مصرع
كه بادا چشم بد از دولتش دور
رشك سپهر برين و غيرتفزاى بلاد روى زمين شد و چون در آن ايام بانوى نيكنام سلطان بخت بيگم كه خواهر صلبيهء حضرت خاقان سعيد بود به دار بقا انتقال نمود ، آن حضرت جهت ترويح روح او ختمات كلام ملك علام و اطعام طعام فرمود و صلات و صدقات به فقرا و مستحقان رسانيد و روح او را در روضهء رضوان شاد گردانيد .