تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
مصطلحات علم حديث * از مصنفات جناب شيخ كتابى است كه در روزگار دوم آن چشم اولوا الابصار نديده و گوش هوش اهل اعتبار شبيه و نظير آن نشنيده و در علم قراءت مؤلفات مقبول دارد كه حالا در ميان مهرهء فن به حسن قبول متداول است و آن‌جناب به هر شهر و ولايت كه تشريف حضور ارزانى مىداشت ، علماى روزگار و فضلاى امصار به تلّمذ و استفادت از آن‌جناب افتخار مىنمودند و اولاد صغار و كبار در مجلس آن بزرگوار حاضر مىساختند و به قراءت و سماع صحاح ستّه تيمّن و تبرك مىفرمودند و والد اين فقير مولانا جلال الدين اسحق رحمة اللّه عليه صحيحين را بر جناب شيخ گذرانيده بود و اولاد خود ، مولانا جمال الدين عبد الغفار و مولانا شريف الدين عبد القهار « 124 » و مولانا عفيف الدّين عبد الوهاب و بندهء كمينه عبد الرزاق را به آن مجلس حاضر گردانيده و اجازت به طريق معهود ستانيده جزاهم اللّه تعالى خير الجزاء . و هم در اين سال ، سلطان بخت بيگم * بنت حضرت صاحبقران در بلدهء نيشابور از دار غرور به سراى سرور رحلت نمود و ماه كامرانى در عقدهء ذنب منخسف شد و خورشيد عالم‌افروز منكسف . روزگار غدّار عادت خويش ظاهر كرد و گردون دون سيرت و سريرت خود هويدا ساخت . خلود و بقا در جهان ممكن نيست و اميد وفا ازو محال است . جهان خود درماندهء بتر از ماست . باران گريهء اوست و برق سوختگى دل و رعد ناله . بيت
از سنگ گريه بين و مگو كان ترشح است * وز كوه ناله دان و مپندار كان صداست « 125 »
هامش
( 124 ) . براى ترجمه‌اش ر ك به حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 197 . در سنهء 869 وفات كرد . چنان‌كه در آخر وقايع آن سال مىآيد . همچنين رجوع شود به شرحى كه اسفزارى در روضات الجنات راجع به وى نوشته ( روضات الجنات ورق 30 ) [ ج 1 ص 113 از انتشارات دانشگاه تهران به تصحيح سيد كاظم امام ] . ( 125 ) . ر ك قصايد ظهير فاريابى ص 62 .