و رايات نصرت آيات از نيشابور عبور نمود و هشتم ماه محرم در دار السلطنهء هرات نزول اجلال فرمود . اكابر جهان عموما و اعاظم خراسان خصوصا اهالى هرات مراسم پيشكش و نثار و شرايط تهنيت و استبشار به جا آورده به زبان حال مىگفتند .
بيت
خجسته باد به تأييد ايزد متعال * وصول رايت سلطان به مستقر جلال
به هر مقام كه آيد به هركجا كه رود * معين و حافظ او باد ايزد متعال
و از اقصى ولايت چين و مغول و تركستان تا انتهاى ولايت آذربايجان فرمان جهانمطاع را انقياد نموده سر بر خط اطاعت نهاده بودند و طريق فرمانبردارى و شيوهء باجگزارى مسلوك مىداشتند .
در اين ولا ، اقتضاى سپهر منقلب احوال خواست كه نيل عين الكمال بر چهرهء روزگار فرخنده آثار كشد . ناگاه از جانب مملكت خوارزم قاصد رسيد و به موقف عرض رسانيد كه لشكر اوزبك خاك خسار بر فرق روزگار خود پاشيده و گرد فتنه برانگيختهاند و سپاه بسيار به يك بار قصد خوارزم « 126 » كرده و امير ابراهيم ولد امير شاهملك « 127 » تاب مقاومت نياورده به كات و خيوق رفت و خواجه اصيل الدين وزير اسباب قلعه داراى مرتب ساخت و رايت مقابله و مقاتله برافراخت و عاقبت عاجز گشته به قتل آمد و لشكر اوزبك خوارزم را گرفته خرابى بسيار كردند و غارت و تاراج از حد گذرانيده بهطرف دشت بازگشتند .
آن حضرت را استماع اين اخبار بر خاطر كوه وقار گران و دشوار آمد و جمعى امرا نامزد آن طرف فرمود و امراى نامدار آثار جلادت و شجاعت اظهار كرده
هامش
( 126 ) . يعنى اورگنج ( ر ك به ليسترينج ص 448 ) ، نيز به يزدى ج 1 ص 449 .
( 127 ) . ر ك به فهرست مخطوطات فارسيه در موزهء برطانيه از ريو ص 145 و 1081 براى ذكر امير ابراهيم و پدرش در ديباچهء المقصد الاقصى فى ترجمة المستقصى از حسين بن الحسن الخوارزمى الكبروى .