دار السلطنهء هرات عزيمت نمود و به يك هفته به سمرقند رسيد .
و از بدايع وقايع اين سال همايونفال تدوين كتاب بديعآيين ظفرنامه است كه خامهء لطافت نگار ظرافت آثار الطف جهان اشرف ايران ، درى برج فطانت و در درج متانت ، مولانا شرف الدين على اليزدى افاض اللّه عليه غفرانه ساختهوپرداخته و به قلم مشكين رقم نسيم عنبر شميم به مشام خاص و عام رسانيده و رفعت سخن از ذروهء جوزا گذرانيده
بيت
اول از بالاى كرسى بر زمين آمد سخن * او سخن را باز بالا برد و بر كرسى نشاند
و آن كتاب لطافت انتساب در تمام ربعمسكون به قوت و دولت همايون قبول تمام يافته و پرتو التفات اكابر عالم بر آن نيّر جهانافروز تافته جزاه اللّه تعالى خيرا .
قطعه
من نمىدانم كه اين جنس سخن را نام نيست * نى نبوت مىتوانم گفتنش نى ساحرى
آنكه پيش لفظ و كلكش باشد آن سحر حلال * منشيان باشند چون گوساله نزد سامرى
ساقيان لهجهء او چون شراب اندر دهند * هوش گويد گوش راهان ساغرى كن ساغرى
و در بسط اين سخن هم از منشآت آن ذات ملك صفات كه
وَ لَهُ الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلامِ
« 97 » كه در تعريف آن تاليف و توصيف آن ترصيف
هامش
( 97 ) . سورة الرحمن 24 .