تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
غير زدن و گرفتن و كشتن كارى نداشتند و شب‌هنگام سپاه فلك احتشام در موضع باىبات و تقوقو جمع آمدند و فرمان همايون نفاذ يافت كه امير داود ايلچى بوقا با ده هزار سوار در عقب گريختگان رفتند و آن‌جناب ركاب فلك‌ساى به جانب ييلاق يلدوز كه بهترين ييلاقهاى آن نواحى است و در آن موسم از انواع رياحين مصرع
روضه‌اى بود از بهشت برين
به رسم ايلغار حركت داد و غنايم بسيار به دست اقتدار لشكر نصرت شعار و جناب خسرو فيروز جنگ تيسير اين فتح از نتايج لطف يزدانى و سعادت آسمانى شناخت و رايات ظفر آيات به عزم معاودت برافراخت . و موكب همايون از ييلاق يلدوز به موضع قرشى آمد و در آن موضع سنگ قاش را يافتند كه پادشاهان قديم از طرف خطاى آورده بودند * و حضرت صاحبقرانى خواست كه آن سنگ را به ماوراء النهر نقل كند و امير جهانشاه را با چند هزار مرد آن‌جا گذاشت و او از نقل كردن آن عاجز شد و حضرت صاحبقران با تأسف مىفرمود كه چرا آن سنگ را نياوردند . ميرزا الغ بيك دو هزار مرد جلد بازداشت تا به گردون آن سنگ را به دار السلطنهء سمرقند رسانيدند و آن‌جناب به جانب سمرقند بازگشته نوكران جهت تبليغ بشارت به درگاه سلاطين‌پناه فرستاد و اوايل شعبان اين خبر سعادت اثر به هرات رسيد و دغدغه‌اى كه از جهت آن سفر بعيد در خاطرها بود مرتفع گرديد .

تتمهء احوال هشتصد و بيست و هشت

در افتتاح اين سال ، ميرزا بايسنغر به سعادت و اقبال به عزم قوشلامشى و شكار عزيمت ولايت سيستان فرمود و چند روز به مساعدت بخت فيروز در مملكت نيمروز ، به نشاط شكار انبساط نمود و به عزم معاودت عنان سعادت معطوف ساخته هفتدهم محرم در هرات فرود آمد و زمستان در ملازمت حضرت خاقان سعيد در