دار السلطنهء هرات قشلاق فرمود و اول بهار حضرت خاقان كامكار ، عاشر ربيع الآخر ، به رسم جانور پرانيدن متوجه ولايت سرخس شده ميرزا بايسنغر عازم جانب طوس و مشهد مقدس معلى گشت و خاقان فريدوننشان و پادشاه گردونبارگاه ، چندگاه در آن دو ولايت جانور پرانيده و يوز و سگ دوانيده و به عيش و خرّمى گذرانيده شكارها كردند و صيدها گرفتند و به دولت و سعادت به مستقّر سلطنت بازآمدند .
و آن حضرت اواخر جمادى الأخرى ، امير يوسف خواجه بن امير شيخعلى بهادر را با لشكرى به جانب ملك رى فرستاد . و در اين سال ، هشتم ماه شعبان ، امير موسى رگمال وفات يافت و او را در زمان حضرت صاحبقران سوابق نيكو بندگى ثابت بود و در نوبت دولت آن حضرت خدمات شايسته بهجاى آورد و آن حضرت فرزندان و متعلقان او را تربيت و نوازش فرمود و راه و رسم او را به جانب ايشان رجوع نمود .
و در اواخر اين سال ، ميرزا الغ بيك كه از يورش مغولستان فتح و ظفر همعنان معاودت نموده بود عزيمت ملازمت پدر بزرگوار و خاقان روزگار فرمود و پانزدهم ذى الحجه به شرف دستبوس و كنار و آغوش استسعاد يافت و به ديدار يكديگر شادمان و خرم شدند .
قطعه
زهى مبارك ساعت زهى خجسته زمان * كه كرد سلطان با خسرو زمان ديدار
زمانه را شده با عيش و خرمى الفت * بهار را شده با باغ و بوستان ديدار
و بر سلامتى ذات عديم المثال شاهزادهء بىمثال كه از آن يورش بازآمده بود شكرها گفته صدقات به مستحقان رسانيدند و چند روز طويها داده شاهزاده متوجه ماوراء النهر گشت و شاهزاده محمد جوكى را همراه ساخته بيست و هفتم ذى الحجه از