تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
امير تيمور گوركان انار اللّه برهانه انداخت و در سال هفتصد و هفتاد و يك از عون الهى به سرير خلافت پادشاهى برآمد و به طريقى كه تحقيق كرده به نقير و قطمير شرح‌پذير شد . معظم معمورهء ربع مسكون به اندك زمانى در قبضهء تسخير و تصرف آورد و شغل عظيم سلطنت و جهاندارى را به مرتبه‌اى رسانيد كه هركه بر مضمون اين كتاب بديع انتساب مشتمل بر بيان واقع اطلاع يابد و از اخبار و آثار پادشاهان گذشته برخبر باشد به يقين داند كه از اعاطم سلاطين سابق كسى را مثل آن دست نداده و نه قريب آن دست دهد . لاجرم تأييد آسمانى از سابقهء عنايت صمدانى مقتضى آن شد كه حضرت پادشاه خورشيد راى سپهر اقتدار ، بيت
آن زبدهء فذلك و محصول هشت و چار * آن بيش از آفرينش و كم ز آفريدگار
مغيث الحق و الدنيا و الدين ابو الفتح ميرزا ابراهيم سلطان خلد اللّه سلطانه به نفس مبارك متصدى ضبط و تبيين احوال و آثار اين دولت پايدار گشت و سايهء التفات در دار الملك شيراز بر آن مهم شريف انداخت . چنانچه « صنف فى شيراز » به زبان راز از آن تاريخ بازمىگويد و داستان داستان جليل و دقيق تفتيش و تحقيق فرموده به نوعى ترتيب داد و هرقضيه در محل خويش ايراد افتاد كه تأمل در آن از مؤيدات سخنى است كه در باب وصول اين دولت به مرتبهء ختم سبق ذكر يافته . چه وقايع متعدّد و اوضاع مختلف كه در يك زمان هريك در مملكتى واقع شده همه را به‌جاى خود به تفصيل شرح دادن بر وجهى كه هرقصه‌اى از آن‌كه انديشه بر آن گمارند از مبداء تا مقطع به ترتيب معلوم شود ، هيچ فاضل بارع در هيچ تاريخ رعايت امثال اين دقايق التزام نكرده و در تفصيل و تكميل قصه قصه و درستى و راستى به مثل اين و نزديك به اين اتيان ننموده و چون نسخه به نظر اذكيا و دانشوران كه نسخه‌ها ديده باشند درآيد رواج اين سخن به مبالغه احتياج نيست و اين تأليف منيف در اثناى مجالس عاليه كه خاطر خطير به سوانح مصالح ملك و ملت التفات