چهاردهم ربيع الآخر در مقام آقسو به وقوع پيوست و سپاه ظفر شعار غنيمت و اسير بسيار گرفتند و ميرزا الغ بيك به منزل آقسو رسيد و امراى ايلغار تربيت و عنايت يافتند .
و در آن مقام مشورت نموده راى بر آن قرار گرفت كه لشكرها به صورت مجموعى متوجه الوسهاى قرامان شدند و از آب چو گذشته و به كوتل ابركيتو برآمده به سرخاب رسيدند و از راه بلقون به پيش رفتند و به كيتوكوتل برآمده و ميل كرده باره بارى فرود آمدند و از آب جارون عبور نموده به عريان بركش در گوگپنيه سراپردهء همايون بازكشيدند . امير خداى داد از امراى كبار آن ديار احرام درگاه شاهزادهء ظفرشعار بسته شرف دستبوس يافت و به مزيد اعزار و اكرام و تشريف و انعام مخصوص گشته ، شاهزادهء جوانبخت رعايت كبر سن او نمود و از راى پير استكشاف احوال اطراف فرمود و به طرف شير محمد اغلان روان شد و در تقوقو سياهى سپاه ياغى ديدند .
جناب ميرزا الغ بيك پانزدهم جمادى الأخرى تعبيهء لشكر فرمود و در جوانغار امير ارسلان خواجه ترخان و برادرش امير محمود و در قنبل امير ابوك بزرگ مقرر شدند و در برانغار امير لقمان و امير هرى ملك معين گشتند و قول لشكر مستقر نفس مبارك آمد و قراول قول امير اسكندر هندو بوقا و ابراهيم ايكوتيمور و اويس قوچين و خواجه يوسف و مراد قوچين بودند و چند قشون مكمّل جهت كوماك معين شد كه اگر دشمن روى به جايى آورد و يا رد يابد آن چند قشون مانند قضاى آسمان و بلاى ناگهان به سر مخالفان رسند و از آن طرف در برانغار پاينده بوقا و در جوانغار ملك صدر و در قول شير محمد اغلان لشكر برآراستند .
دو لشكر چون بحر اخضر در جوش و خروش آمده متوجه يكديگر شدند . از ابر كين برق نيزه و صاعقهء تير مىجست و در فضاى ميدان تيغ و سنان مىرست . كار از تير و كمان به تيغ و سنان و دست و گريبان رسيد . حملهء گيراگير و نعرهء هياهوى برآمد . شير محمد اغلان دانست كه به ضرب راست كارى نمىشود ، با امراى خود
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 361
مساهمون: كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
ص٣٦١