صورت جانوران ساخته بر روى بسته بودند و به هيچوجه روى و گوش ايشان نمىنمود و بر اصول خطاييان رقص مىكردند و پسران همچون آفتاب صراحيهاى شراب ناب در دست ايستاده و بعضى طبقهاى نقل بر كف از فندق و عناب و چهار مغز و شاهبلوط مقشّر و ليمو و سير و پياز در سركه پرورده و ترههاى ديگر و خربزهء بريده و هندوانهء بريده در طبقى خانه خانه جداجدا بر كف نهاده . چون امير كسى را كاسه مىداشت ، آن پسر طبق پيش مىآورد تا هرنقل كه ميل كند تنقل سازد . ديگر لكلكى بزرگ به غايت شبيه ساختهاند ، چنانچه پسرى در درون او مىرود و آن لكلك بر اصول پاى مىكوفت و هرطرف سر مىجنبانيد به نوعى كه مردم حيران مىشدند . آن روز تا شب مجلس عيش و نشاط در غايت خرمى و انبساط بود .
و هفدهم ماه شعبان به چول درآمده بعد از چند روز به قراول رسيدند و اين قراول قلعهاى است محكم ، اطراف آن كوه و راه آنچنانكه از در قلعه درمىبايد آمد و به درى ديگر بيرون رفت . ايلچيان به قلعه درآمده همه را شمردند و نام نوشتند و از قلعه بيرون گذاشتند .
و از قراول به شهر سكجو آمدند و داجيان ايلچيان را در يام خانهء بزرگ كه بر در شهر بود فرود آوردند و رخوت ايشان مجموع ستانده و به دفتر برده سپردند و ما يحتاج از مأكول و مشروب و مفروش و مركوب در يام خانهها مرتب مىداشتند .
هرشب كتى و دستى جامهء خواب ابريشمين با يك خدمتگار فرمانبردار براى هركس مقرر و مرتب بود .
و اين سكجو شهرى معظم و قلعهاى محكم است مربعى درست ، بازارها گشاده . عرض بازار پنجاه گز شرع همه آب زده و جاروب كشيده . در خانهها خوك اهلى و در دكان قصاب گوشت گوسفند و گوشت خوك پهلوى هم آويخته و در بازارهاى ايشان چهارسوى بسيار و بر سر هرچهارسو طاقى از چوب مجّوزه بسته در غايت تكلف و كنگرههاى بر وى نهاده هم از چوب و مقرنس خطايى بسته و بر باروى شهر در هربيست قدم برجى سرپوشيده ساخته و چهار دروازه بر چهار ديوار
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
ص٣٣١