تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
صاحب‌جمال حاكم قامل بود . و از آن‌جا بيست و پنج ، راه چول و باديه قطع كرده به هردو روز آب مىيافتند و دوازدهم ماه شعبان ، در اثناى بيابان ، به شير و گاو قطاس دوچار شدند و آن‌جا گاو چنان بزرگ مىشود كه گويند نوبتى سوارى را از پشت زين به سر شاخ ربود و مدتى بر سر شاخ او بود . مصرع
باشد سخنى غريب اگر راست بود
و چهاردهم شعبان به منزلى رسيدند كه از آن‌جا تا سكجوكه اول شهر خطاست ده‌روزه راه چول بود . جمعى خطاييان خبر ايلچيان يافته به موجب فرمان استقبال نمودند و به يك روز در مرغزارى صفهء عالى ساخته و سايبانها افراخته و شيره‌ها و صندليها نهاده و خوردنيهاى غاز و مرغ و گوشت پخته و ميوه‌هاى خشك و تر بر طبقهاى چينى ترتيب داده بودند و زبر سر هرشيره نخلى بسته و سبزيها و خوانها آراستند و در آن بيابان طويى مرتب ساختند كه در شهرها ميسر نشود و چون از طعام فارغ شدند ، انواع مسكرات در كار آوردند و همه‌كس را گوسفند و آرد و جو و ما يحتاج دادند و اينها را به احترام تمام پيش ايلچيان فرستادند و نسخه گرفتند كه ايلچيان هركس چند نفر نوكر دارد و داجيان حجت گرفتند كه زيادت نگويند كه هركس كه دروغگوى شد او را وقعى نمىماند و بازرگانان در سلك نوكران منتظم شده خدمت مىكردند و نسخه به اين تفصيل بود : امير شادى خواجه و گوگجه دويست نفر . سلطان احمد و غياث الدين صد و پنجاه نفر . ارغداق شصت نفر . اردوان پنجاه نفر . تاج الدين پنجاه نفر و ايلچيان ميرزا الغ بيك رفته بودند و قاصدان ميرزا ابراهيم سلطان هنوز نرسيده و شانزدهم شعبان ايلچيان را خبر كردند كه امروز دانك‌جى كه حاكم آن سرحد است طوى پادشاهانه مىدهد . ايلچيان به يورت او آمدند و خطاييان به صورت مربّع فرود آيند طناب در طناب . چنانچه هيچ آفريده به ميان در نتواند آمد مگر از چهار دروازه