كه بر چهار طرف آن مربع گذاشتهاند و ميان آن فضايى بزرگ و در ميان فضا دكانى بلند ساخته مقدار يك جريب و خيمهء بزرگ دو تيرهء خطايى در پيش شده مثل شاهنشينى دامنها برداشته و تالارى از چوب و سايبانها چنانچه يك جريب تمام سايه بود و در زير دو تيرهء بزرگ ، صندلى داجى نهاده از چپ و راست صندليهاى ديگر و ايلچيان بر جانب چپ و امراى خطا بر طرف راست نشستند و پيش ايشان تعظيم طرف چپ زياده از طرف راست است .
مصرع
كه شاه عادل دل در بدن بود سوى چپ
و پيش هريك از ايلچيان و امرا دو شيره نهادند . در يكى گوشت پخته و غاز و مرغ و ميوههاى خشك خطايى و در يكى كليچه و نانهاى خوب و نخلى از كاغذ و ابريشم به غايت خوشنما و در پيش باقى مردم هريك شيرهاى بود و در برابر گوركهء پادشاهى كه بر مقامى بلند بود ، خمها و خمرهاى چينى و صراحيهاى خرد و بزرگ و چينى و نقره بود و در چپ و راست گوركه مطربان ايستاده ياتوغن و كمانچه و پيپه و نى دو نوع كه در سر و پهلو نفس كنند و تنبك و موسيقار و طبل دوروى بر سر سهپايه نهاده و صنج و چهارپاره و دهل همه را به اصول و نوا درآوردند و پسران صاحبجمال سرخى و سفيده ماليده و بهسان دختران مرواريدها در گوش كشيده بازيگريها كردند كه
مصرع
مثل آن در زمانه نتوان ديد
و از اين فضاى گشاده تا چهار دروازه مردان جيباپوش نيزهها در دست از دو طرف راه ايستاده پاى از پاى برنمىدارند و يساول حاجت نيست و مردم را در محل مناسب نشانده و كاسه داشته قوش و قراو دادند و خوردند . امير دوسون حاكم ديوان كاسه داشت و صندوق نخلبندى با او مىبردند . هركه را كاسه دادند شاخچهء نخل بندى بر سر دستار او زده مجلس را گلستانى ساخت و بازيگران از كاغذ مقوّا