چشم جان افزود و ميرزا محمد جوكى طوى به عظمت ترتيب نمود و اركان دولت و اعيان حضرت را انعام و اكرام فرمود .
ذكر آمدن ايلچيان كه به مملكت خطاى رفته بودند و شرح غرايب و عجايب آن ديار
در وقايع سنهء اثنتين و عشرين مذكور است كه حضرت خاقان سعيد ايلچيان ، مقدمهم شادى خواجه ، نامزد مملكت خطاى فرمود و ميرزا بايسنغر سلطان احمد ، غياث الدين نقاش را ارسال نمود و به تأكيد تمام خواجه غياث الدين را گفته بود كه از آنروز كه از دار السلطنهء هرات بيرون رود تا به روزى كه بازآيد ، در هرشهر و ولايت آنچه بيند از چگونگى راه و صفت ولايت آن بلاد ديار و اطوار ملوك نامدار روز به روز به طريق روزنامه ثبت نمايد . در اين سال ، يعنى خمس و عشرين فرستادگان يازدهم رمضان به هرات رسيدند و بيلاكات و تنسوقات پادشاه خطاى به عرض رسانيدند و حكايات غريب و كلمات عجيب از اوضاع و رسوم آن ممالك تقرير كردند و چون خواجه غياث الدين مضمون آن ولايات و حكايات بىغرض و تعصب نوشته بود ، زبده و نقارهء آن سخنان ثبت افتاد و العهدة على الرّاوى و در اين مقام شرح اين كلام به نوع بسطى اختتام خواهد يافت .
ايلچيان شانزدهم ذيقعده از دار السلطنهء هرات روان شدند و نهم ذى الحجه به بلخ رسيدند و از كثرت بارندگى تا غرهء محرم سنهء ثلاث و عشرين در بلخ ماندند و از آنجا روان شده بيست و دوم به سمرقند رسيدند و ميرزا الغ بيك پيشتر ايلچيان خود سلطانشاه و محمد بخشى را با جمعى خطاييان فرستاده بود . ايلچيان خراسان در سمرقند توقف نمودند تا ايلچى ميرزا سيورغتمش ، ارغداق و ايلچى امير شاهملك ، اردوان و ايلچى شاه بدخشان ، تاج الدين جمع آمدند و به اتفاق ايلچيان خطاى عاشر صفر از سمرقند بيروند رفتند و از تاشكند و سيرام و آشپره گذشته يازدهم ربيع الآخر به ايل مغول درآمدند و خبر يافتند كه اويس خان قصد شيراغلان