تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
تعرض نرسانند و از آن‌جانب چون قاسم به سلطانيه گريخت و امير جهانشاه پسر امير قرايوسف كه حاكم سلطانيه بود خبر شنود و به جمع ذخيره و حرب اهتمام تمام فرمود و فرمود كه كاه و هيمهء رعايا به قلعه آوردند و تراكمه بدين بهانه سلطانيه را غارت كردند و درهاى سراها و تخته‌هاى دوكانها به جهت چپر بستن به قلعه كشيدند و هركه استعدادى داشت به قلعه درآمده باقى رعيت به جانب طارمين و گيلانات رفتند و تركمانان مستعد جنگ و قتال و حرب و جدال شدند . * بيت
بر آراسته مردم تركمان * به تيغ و سنان و به تير و كمان

ذكر وفات امير قرايوسف كينه‌پرور و رسيدن آن خبر به خاقان هفت كشور

حضرت خاقان سعيد هر مهمى كه مطمح‌نظر همت‌عالى مىساخت و پرتو ضمير خورشيد تأثير بر آن انداخت ، امارات من صحّح العّزم ساعده التوفيق روى مىنمود و دلائل
هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ
« 84 » روشن و پيدا بود . بيت
فلك در طاعت درگاه او احرام بربسته * ملك دست دعا بهر فتوح شاه بگشاده
دليل صدق اين مقدمه آن است كه چون رايات آفتاب اشراق سايهء همايون بر ممالك عراق انداخت و عرصهء آن ملك را به ظلال مواكب و نعال مراكب مكلل و مهلل ساخت و در آن ايام ميرزا جهانشاه قلعهء سلطانيه را استحكام مىداد ، ناگاه قاصدى از طرف تبريز رسيد و خبر خير رسانيد كه قرايوسف در حوالى اوجان جان به
هامش
( 84 ) . سورة الأنفال 62 .