تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
هتاك سفاك با خود متفق ساخته قصد ميرزا قيدو كرد و او بر مكر او وقوف يافته ميرزا بايقرا را گرفت و مفتنان را به عالم عدم فرستاد و ميرزا بايقرا در سلاسل و اغلال موقوف اشارت آن حضرت است . امراى كامگار و نواب نامدار به موقف عرض رسانيدند كه حقيقت اقرب الأقارب عقرب العقارب ظاهر شد و قبايح افعال و فضايح اعمال شاهزادگان از حدّ عد تجاوز نمود هرچند ايشان را كارى دست نمىدهد اما مترصّد فتنه‌اند . مبادا كه ناگاه چشم‌زخمى رسد كه تدارك آن ممكن نباشد و بعد از اين بر ايشان اعتماد نماند و واجب است كه تأديب ايشان چنان واقع شود كه مردم دوربين را ديدهء عبرت در آن حيران ماند . چه كفران نعمت و نسيان تربيت سبب انهدام قصر حيات است و موجب انهزام خيل ثبات . آن حضرت باوجود اين حالات شفقت نموده فرمود كه ميرزا اميرك احمد متوجه خانهء كعبه شود و ميرزا بايقرا از آب سند گذرد و در ممالك هند هرجا خواهد باشد و ميرزا ايلنگير را در كشتى نشانند . مصرع
تا بخت و طالعش به كجا سر برآورد
هريك را چند نوكر ملازم ساخته از حدود ممالك محروسه بيرون بردند . مصرع
رفتند چنان‌كه آمدن نيست دگر

ذكر جلوس شاهزادهء عالميان غياث الدين ميرزا بايسنغر بهادر بر مسند ديوان

حضرت خاقان سعيد بيت
نوباوهء باغ پادشاهى * گلدستهء گلشن الهى