غياث الدولة و الدين ميرزا بايسنغر را كه خاطر نقادش مخزن اسرار دانش و ضمير وقادش مطلع انوار آفرينش بود فرمود كه در ديوان اعلى نشيند .
بيت
به فرياد فريادخواهان رسد * به داد دل دادخواهان رسد
شاهزادهء ستوده ذات پسنديدهصفات چون روح منور و عقل مصور افسر فرخندگى بر سر و قباى زيبندگى در بر ، سرير ديوان را به فرّ مقدم مزين گردانيد و مهمات عالميان را به مقتضاى عدالت به فيصل مىرسانيد . گاه به استماع قضايا و دعاوى رعايا كه ودايع حضرت عزتاند به موجب كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته مشغول گشته به نص
فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ
« 75 » حكم مىفرمود و گاه به نظر غضب در حال ظالمان جفاكار نگار كرده به فرمودهء
وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ
« 76 » عمل مىنمود و در ديوان خاقان كامگار روزبار بر يمين و يسار ملوك نامدار و دانايان روزگار كمر انقياد بسته ايستاده بودند و گوش هوش به استماع فرمان نهاده به دلوجان امتثال آن مىنمودند .
قطعه
ز بس هجوم سلاطين چنان شدست درش * كه آفتاب به صد حيله يابد آنجا بار
كسى گمان نبرد در جهان به انصافش * كه بر دلى رسد از گردش سپهر آزار
هامش
( 75 ) . سورة ص 26 .
( 76 ) . سورة البقرة 179 .