« هركه را سعادت جاودانى مساعدت نمايد و عنايت ربانى نشان فرمانبردارى او را به توقيع اولى الامر منكم موشّح فرمايد بر عامهء خلايق واجب است كه احرام خدمت او بسته روى به حريم اخلاص نهند و دست در فتراك اطاعت او زده عنان به قبضهء ارادت او دهند به تخصيص كسانى كه به سوابق مرضى مستظهر بوده آبا و اجداد ايشان در وظايف خدمتگارى اين خاندان آثار يد بيضا نمودهاند و درجهء بلند و منصب بزرگ يافته اعنى جناب برادرى كه به واسطهء تربيت و عنايت ما در مسند امارت متمكن است و توقع و چشمداشت از طيب اعراق و كرم اخلاق آن است كه چون بر مضمون مفاوضه واقف گردد ، بىتوقّف و تفكر و تردد بدين جانب حركت فرمايد چند كرّت مكتوب نشسته و استدعا نموده اثر اجابت پيدا نشد مانع آن نهضت مبارك معلوم نيست . اگر شرايط اخلاص و طاعتدارى بهجاى آورد دواعى همت ملكانه و مساعى مكرمت شاهانه بنابر قضيهء
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها
« 74 » در تقريب و ترحيب اثر ثمرهء اخلاص و فر سعادت اختصاص ظاهر گرداند و اگر از ربقهء طاعتدارى سرتافته عصيان ادبار او را دريافته باشد و سوابق حقوق به لواحق عقوق تبديل نمايد هرآينه به موجب حكم ذلك بما قدّمت ايديكم بواعث سياست در تعريك او تحريك داده آيد . به حمد اللّه قدرت مراعات و قوت مكافات حاصل است . »
چون ايلچى به كرمان رسيد و از احوال سلطان اويس تفرس نمود معلوم كرد كه خاطر آمدن ندارد و ايلچى بازمانده عذر معلول كه در تأخير توجه گفته بود به عرض رسانيد و چون جواب نه بر وفق صواب بود و در وقت فتح اصفهان كه او را طلبيده بودند نيز تقاعد نموده بود ، اين عذرنا مسموع ضميمهء آن شد و مزاج همايون متغير گشته آتش غضب اشتعال يافت و عنان اهتمام به صوب انتقام والى كرمان تافت و والده و نوكران او را كه خدمتى على الرسم آورده بودند قيد فرمود و عساكر درياموج انجمفوج ، به جانب كرمان عزيمت نمود .
هامش
( 74 ) . سورة الأنعام 160 .