تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
بيت
به شبگير هنگام بانگ خروش * برآمد ز درگاه آواى كوس
و در مزار بزرگوار شيخ الاسلام احمد جام قدس سره بعد از تقديم آداب آن عالىمقام از مردم امير قرايوسف جاسوسى گرفته احوال آن طرف معلوم شد . و از سمرقند نوكر ميرزا الغ بيك رسيده عرضه داشت رسانيد كه محمد خان پادشاه مغولستان دعوت حق را لبيك اجابت گفته نبيرهء خضر خواجه اغلن نقش جهان پسر شمع جهان را به‌جاى او نشاندند . و موكب منصور از نشابور عبور فرموده به حدود بسطام رسيد و امير علاء الدين عليكه امير سيد على كيا را از آمل و سارى ، به طريق خدمتكارى به دولت ملازمت رسانيد و به عنايت مخصوص شده جهت ترتيب لشكر به ولايت خود رفت و امير حسن كيا از قلعهء فيروزكوه به اردوى همايون آمد و شرط خدمت به‌جاى آورد و امير معصوم برادر امير بسطام از طرف اردبيل رسيد و احوال امير قرايوسف كه در حوالى تبريز بود به عرض رسانيد . فرمان جهان‌ستان نفاذ يافت كه امرا كه در حدود رىاند متوجه طرف شيراز شوند و قاصد به جانب ابرقوه رفت كه جلال الدين فيروز شاه در ركاب ميرزا ابراهيم سلطان به صوب كوشك‌زرد روند و به امرا كه پيشتر رفته‌اند پيوندند و به اتفاق عازم شيراز شوند . لشكرها به موجب فرموده در قصر زرد به‌هم رسيدند . بيت
بر اين‌گونه رفتند تا قصر زرد * ز گرد سپه شد جهان لاجورد
چون ميرزا بايقرا خبر توجه لشكرها شنيد در مضيق تفكر و طريق تحير سرگردان گرديد . اما به شيوهء تجلد خود را مىداشت و به انديشهء خيال محال مىپنداشت كه موكب منصور به خود عزيمت نفرمود و آوازهء آمدن آن حضرت جهت