بيم او خواهد بود . چون ميرزا ابراهيم سلطان با لشكرهاى جهان به حوالى شيراز آمد ، ميرزا بايقرا چهار ديوار حصار ، ملجأ و گريزگاه و مأمن و پناه ساخت و موكب منصور از راه قم و كاشان بيست و يكم شعبان به اصفهان رسيد و در آن مقام قاصد ميرزا ابراهيم سلطان عرضه داشت رسانيد كه ميرزا بايقرا در شيراز است . آن حضرت از استماع اين خبر عزايم پادشاهانه در حركت آورده از موضع دشت مهيار به رسم ايلغار بر سمند باد رفتار سوار شد . با سپاه نصرت بر يمين و لشكر ظفر بر يسار ، ثالث رمضان اعلام فتح پيكر و چتر فرخاختر از افق اللّه اكبر طالع شده به ظاهر شيراز رسيد و در فضاى جانفزاى ميدان سعادت سراپردهء دولت بازكشيد . چون ميرزا بايقرا از وصول رايات ظفرآيات خبر يافت دانست كه اختر شبتاب تاب آفتاب عالمتاب ندارد .
بيت
درفشيدن ماه چندان بود * كه خورشيد تابنده پنهان بود
در حال بىنظم امور وغا و ترتيب اسباب هيجا ، نوكر خود قشلاق را پيش شاهزادهء جوانبخت غياث الدين ميرزا بايسنغر فرستاده طلب شفاعت نمود .
بيت
كه من بندهام تا چه فرمان دهى * وگر تيغ بر تاركم مىنهى
شاهزاده ملتمس او مبذول فرموده به عرض حضرت اعلى رسانيد كه امثال اين افعال از بايقرا بديع و شنيع است . اما تا عاصى مرتكب معاصى نشود و مجرم بر جرايم اصرار ننمايد آيينهء عفو فروغ ندهد و پيكر احسان در معرض استحسان نيايد .
اكنون اگر اجازت باشد او را با تيغ و كفن به درگاه عالمپناه آورم تا منشور
مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
« 73 » موشح گردد . آن
هامش
( 73 ) .مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ( سورة الأنعام 54 ) .