تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
ديده را در بستر پلك هنگام خواب حاصل آيد . كوس عدل را آوازه به حدى بلند گرداند كه از غلغلهء آن ، نوشيروان از خواب ابد برخيزد و ظلم به غايتى رم خورد كه تا عهد ضحاك به پاى پس گريزد و در چهار سوى ولايت از دو الف انصاف دو دار سياست نصب فرمايد كه عوانان خائن را از مشاهدهء آن مرتبهء عالى نمايد و در شرق و غرب عالم آفتاب‌وار متجسّسان گمارد كه مثلا اگر آفتاب در كلبهء درويشى به گرمى سر درآرد و الطاف فرزندى از آن آگاه شود ، از ابر كف پردهء راحتى بر آن بالا كشد و هرطرف كه قصهء محتاجى غنچه مثال از شاخسار انامل سر برآرد نسيم گرمى بر آن سوى وزاند تا آن بىبرگ را در چمن اميد گل مراد شكفاند . از ناوك آه پيران كمان‌پشت كه در دل شب گشايند ايمن نخسبد كه از سپر ماه روشن گذرانند . سادات و علما و مشايخ را به مواهب انعام و مواجب اكرام و مراسم تعظيم و مناظم تكريم معزّز و مكرم دارد و چشم عنايت و نظر مرحمت بر ايشان گمارد و اگر خواهد كه دايره‌داران لشكر پرگاروار قامت خدمت دوتا كرده زمين‌بوس كنند دواير تنگه‌ها بر لوح خاك چنان گردان گرداند كه پرگار سپهر در حيرت آن سرگردان ماند و اگر دور اين سوداخاطر خطير را سرگشته سازد كه چندين دواير نقود از كجا آيد يقين داند كه دايرات لشكرها براى اين كار باشد . هرگاه مدوّرات دواير لشكر سلطانى داير گشت ، مدوّرات سكهء شيطانى چندان گرد توان آورد كه گرد نتوان آورد بلكه دور خزانه دايره‌اى بايد كه پرگار سرگردان انديشه را گرداگرد آن دور ميسر نشود و چون پرگار كار بر اين مركز راست بايستاد بعد از آن دواير سپهر پيرامون رضاى فرزندى گردد . مصرع
چو پرگار در زيردست مذهّب
جمعى بهادر كه نامورى در بابها باشند اگرچه در سلك نسبت سهل قيمت‌اند ايشان را از سمت سماط خسروى دور نگرداند و نظم امور ايشان را زيور نطاق عزت و پيرايهء كمر شمشير دولت داند . دهاقين كه چشم نياز در هوا داشته كار
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 209 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى