پيغمبر و رسول گردانيد و به راستى به خلق فرستاد تا آدميان را به حق دعوت كنند و باز بعضى از اين پيغمبران را چون ابراهيم و موسى و داود عليهم السلام كتاب داد و شريعت تعليم كرد و خلق آن روزگار را فرمود تا به شريعت عمل كنند و بر دين ايشان باشند و مجموع اين رسولان مردم را به دين توحيد و خداپرستى دعوت كردند و از آفتاب و ماهتاب و ستاره و شيطان و بت پرستيدن بازداشته و هركدام را از اين رسولان شريعتى مخصوص بود . اما همه در توحيد خداى متفق بودند . چون نوبت رسالت و پيغمبرى به رسول ما محمد مصطفى صلى اللّه عليه و سلم رسيد شريعتهاى ديگر منسوخ گشت و او رسول و پيغمبر آخر الزمان شد و همهء عالميان امير و سلطان و غنى و وزير و صغير و كبير را به شريعت او عمل مىبايد كرد و ترك ملت و شريعتهاى گذشته مىبايد داد . اعتقاد به حق و درست اين است و مسلمانى عبارت از اين است . پيشتر از اين به چند سال چنگيز خان خروج كرد و بعضى فرزندان خود را به ولايتها و مملكتها فرستاد . جوجى خان را به حدود سراى و قرم و دشت قبچاق فرستاد و در آنجا نيز بعضى پادشاهان ، چون اوزبك و جانى خان و اروس خان بر سر اسلام و مسلمانى بودند و به شريعت حضرت محمد مصطفى صلى اللّه عليه و آله سلم عمل مىكردند و هولاگو خان را به بلاد خراسان و عراق و نواحى آن مقرر گردانيدند . پس از آن بعضى از فرزندان او كه حاكم آن ممالك بودند چون آفتاب شريعت محمدى صلى اللّه عليه و آله و سلم در دل ايشان بود همچنان بر سر اسلام و مسلمانى بودند و به سعادت اسلام مشرف گشته به آخرت رفتند . چون پادشاه راستگوى غازان و اولجايتو سلطان و پادشاه سعيد ابو سعيد بهادر تا نوبت حكومت و فرمانروايى و سلطنت كامرانى به پدر و مخدومم امير تيمور گوركان طاب ثراه رسيد ، ايشان نيز در جميع ممالك به شريعت محمدى صلى اللّه عليه و آله و سلم عمل فرمودند و در ايام سلطنت و جهاندارى ايشان اهل ايمان و اسلام را رونقى هرچه تمامتر بود . اكنون كه به لطف و فضل خداوند تعالى اين ممالك خراسان و ماوراء النهر و عراق و غيرها در قبضهء تصّرف آمده در تمامى ممالك حكم به موجب
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
ص١٦٣