تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
نيك متابعت نموده‌اى . اكنون دو جيحون‌باى از كسان هزاره سوچو و دانك چنگ صدهء سون‌قونچى به اجمعهم فرستاديم با تهنيت و خلعت كمخا و ترغوها تا صدق ظاهر گردد . بعد از اين كسان فرستيم تا آىورو كنند تا راه منقطع نشود تا تجارت و كسب به مراد خويش كنند . خليل سلطان برادرزادهء تست . مىبايد كه وى را نيكوتر تربيت نمايى تا حق زادگى خويش به‌جاى آورده باشى . تو مىبايد كه به صدق و راى ما متابعت نمايى . اين است كه اعلام گردانيده مىشود . و دو مكتوب ديگر همراه اين مكتوب فرستاده بودند يكى بيلاكات كه فرستاده بودند در آن‌جا مفصّل كرده و يكى بر مثال خط راه كه ايلچيان را باشد و هر مكتوب كه به زبان فارسى و خط فارسى نوشته در همان مكتوب به خط مغولى مضمون سخن به زبان تركى نوشته و در همان مكتوب به خطّ خطاى همان مضمون به زبان خود نوشته . حضرت خاقان سعيد مكتوب را اصفا نموده دقايق آن را به فكر دوربين ادراك فرمود و بعد از اطّلاع بر مقاصد همه را به اسعاف مقرون ساخته فرمان شد امرا ايلچيان را طوى دهند .

ذكر آمدن ملك قطب الدين از سيستان

در اين اثنا ، ملك قطب الدين بن ملك محمود كه پيشتر از مراسم بندگى متقاعد بود ، اعتماد بر لطف حضرت خاقان سعيد نمود و به دار السلطنهء هرات آمده امراى كبار را شفيع انگيخت و دست در دامن اعتذار آويخت . امرا عرضه داشتند كه هرچند ملك قطب الدين در خدمتكارى از موضع ثبات لغزيده است
رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا
« 60 » گويان با تيغ و كفن عازم درگاه عالم‌پناه است و غبار وحشت از آيينهء ضمير منير آن حضرت زدوده ملك قطب الدين سعادت دستبوس يافت و به اميد مرحمت آن حضرت به حيات نو مستظهر گشت و قدرت استدعاى
وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا
هامش
( 60 ) سورة الأعراف 23 .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 160 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى