و چون موكب همايون به طالع سعد و اختر فرخنده
قطعه
به وقت آنكه به برج شرف رسد خورشيد * به گاه آنكه به صحرا كشد صبا لشكر
دهان لاله كند ابر معدن لؤلؤ * كنار سبزه كند باد مسكن عنبر
به مشهد مقدس معلى رسيد و شرايط زيارت بهجا آورده صدقات به مستحقان رسانيد .
و در اين ولا ، مرتضاى اعظم سيد عز الدين حاكم مملكت قومس كه چند جا ذكر بزرگى او گذشته از راه حسن اخلاق و صفاى عقيدت به شرف ملازمت رسيد و پيشكشها كه از چنان بزرگى مناسب چنين حضرتى باشد گذرانيد و عزّ قبول يافته به عواطف پادشاهانه سرافراز شد و در سلك امراى كبار و ملوك نامدار و سادات عظام انتظام يافت و نوكر امير سيد على از بلدهء سارى و برادر امير حسن كيا از فيروزكوه آمده پيشكشها و عرضهداشتها گذرانيدند و جمال حال ايشان به زيور اخلاص آراسته شد و رايات همايون به جانب دار الملك عود نموده امير سيد عزّ الدين چون دولت و سعادت ملازم بود و آن حضرت از راه بادغيس به موسمى كه نقاش چابكدست طبيعى در تصوير حلل ربيعى دستكارى مىنمود ، شكاركنان و صيدافكنان جمعه عاشر محرم الحرام در دار السلطنهء هرات مقام و آرام فرمود .
آمدن ايلچيان پادشاه خطاى
در اين ولا ، از ولايت خطاى ، ايلچيان از پيش داىمنك خان پادشاه چين و ماچين و ساير آن ممالك رسيدند . فرمان همايون نفاذ پيوست كه شهر و بازارها آيين بندند و هرصنعت در كمال هنر ظاهر كرده و دكان خود را آرايد و امرا به رسم