تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
استقبال بيرون رفته مقدم ايشان را بر خود مبارك داشتند و همه را به تعظيم تمام در شهر آوردند . زمانى بود چون روز جوانى فرح‌افزاى و هنگامى چون شب وصل غم‌زداى . حضرت خاقان سعيد فرمان فرمود كه باغ زاغان را چون باغ جنان آراسته يساولان بهرام صولت ضرغام سطوت هركس را محل و مقام تعيين فرمودند و حضرت خاقان سعيد خورشيدطلعت چون آفتاب بر اوج رفعت و سرير سلطنت برآمد و عظماى امرا ايلچيان را به شرف دستبوس رسانيده و تبركات گذرانيده سخنان ايشان عرضه داشتند و مكتوب پادشاه خطاى به اين عبارت بود :

صورت مكتوب پادشاه خطاى

داىمنك پادشاه معظم نامه ارسال مىفرمايد به ديار سمرقند شاهرخ بهادر را . ما فكر مىكنيم خداوند تعالى جميع خلايق بيافريد آنچه در ميان زمين و آسمان است تا هريك به راحت و رفاهيت باشند . ما به تأييد امر خداى تعالى خداوند ممالك روى زمين گشته‌ايم به متابعت حكم الهى جهاندارى مىكنيم ، به سبب اين ميان دور و نزديك فرق نمىكنيم . همه را بر ابرو يكسان نگاه مىداريم و پيش از اين شنيديم كه تو نيك عاقلى و كاملى و از همگنان بلندترى . به امر خداوند تعالى اطاعت مىنمايى و رعايا و عساكر را پرورش داده دربارهء همگنان احسان و نيكويى رسانيده‌اى . به سبب آن نيك شاد گشتيم . على الخصوص ايلچى فرستاديم تا كمخا و ترقو خلعت رسانيده و چون‌كه ايلچى آن‌جا رسيده تو نيك تعظيم امر ما نموده و مرحمت ما را نيك ظاهر گردانيده‌اى . همه خرد و بزرگ شاد گشته‌اند . فى الحال ايلچى فرستادى تا خدمت و تحفهء اسبان و متاعهاى آن ديار رسانيدند . به جدّ صدق نمودن ترا ديديم كه شايستهء ستايش و نوازش باشى . پيشتر دور مغول به آخر رسيد . پدر تو تيمور فوما به امر خداوند تعالى اطاعت آورده تاى زوى پادشاه اعلى ما را خدمت نموده تحفهء ايلچيان منقطع نگردانيده سبب اين مردمان آن ديار را امان داده و همگنان را دولتمند گردانيده ، ديديم كه تو به همت و روش پدر