تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
بيت
هزار نافه به هرگوشه‌اى گشاده صبا * هزار عقد به هرمنزلى گسسته سحاب
در اين اثنا به سمع اعلى رسيد كه مودود گرمسيرى كه التجا به درگاه عالم‌پناه آورده بود - چنانچه مذكور شد - و مدت چندگاه در هرات ملازم درگاه همايون بود ، چون مدّت توقّف او مديد شد و منازع او به عنايت مخصوص گشت ، مودود در روزى چند دم الليل حبلى مىزد و به لعل و عسى تعلّل مىكرد . درين وقت كه موكب منصور عزيمت مشهد مقدس فرمود ، مودود فرصت غنيمت دانسته در اثناى راه عازم گرمسير شد . آن حضرت به تفحّص احوال او كسى به هرات فرستاد و چون قوّت دولت آن حضرت چنان بود كه هركه خلاف او بر دل گذراند جان نبرد و اگر پشت بر دولت كند محنت روى به او آورد ، لاجرم چون مودود عزيمت گرمسير نمود ، در منزل برسين ، جماعتى بلوچان كه على تيمور رئيس و مهتر ايشان بود در شكار به او دوچار شدند . على تيمور از او پرسيد كه بدين طرف چگونه افتادى . جواب داد كه آن حضرت مرا به ولايت فرستاد . على تيمور گفت كه عنايت‌نامه بايد نمود و الّا موقوف بود . مودود تيغ كشيده چند تن از بلوچان مجروح گردانيد و بعضى را به درجهء شهادت رسانيد . على تيمور فرار نمود و مودود تاخته در عقب او بود . تيمور پسر على تيمور از پس مودود مصرع
چو ابروى خوبان كمانى به چنگ
تيرى بر شانهء او زد كه از سينه‌اش بيرون آمد و از اسب افتاد و تير فنا از شصت قضا به هدف جان او رسيد . جماعتى بلوچان مودوديان را مقيد ساخته با سر مودود به هرات فرستادند و قاصدى كه از اردوى همايون به تفحص حال مودود آمده بود ، با سر مودود به يك روز به هرات رسيد . مصرع
هركه برتافت سر از حكم تو جان داد به باد