ميرزا الغ بيك در كنار آب به موضع كلف پول نشسته و اين بنده با امير نوشيروان متوجه سمرقند گشت و در موضع قلبله از جانب امير مضراب خبر آمد كه امير شيخ نور الدين رسيد .
و شرح آنچنان است كه چون شيخ نور الدين ظفر يافت ، امير رستم طغاىبوقا را به ضبط بخارا فرستاد و چنگيز اغلان را به كش و خود متوجه سمرقند شد و چون آنجا اختيارى نيافت ، عمزادهء خود امير شيخ حسن را فرمود كه به كنار آب رفته حصار كركين را محاصره كنند .
در اين اثنا ، پسر امير خداىداد حسينى بىاجازت امير شيخ نور الدين به منزل و ولايت خود رفت و وهنى تمام به حال او راه يافت . وفادار را كه مقيد داشت به قتل آورده به ترمذ آمد و ميرزا محمد جهانگير بن ميرزا محمد سلطان را كه در ولايت حصار بود به هرحيله و تدبير پيش خود آورد .
در اين اثنا شنيد كه امير شاه ملك به سمرقند آمد و رايت ظفرنشان از طرف خراسان به آمويه رسيد . شيخ نور الدين ميرزا محمد جهانگير را به جانب سمرقند برد به اميد آنكه شايد مردم آنجا او را پيش آيند و چنگيز اغلان و عبد الكريم امير سيف الدين را در ترمذ برابر امير مضراب گذاشت و سلطان بايزيد را به كلف فرستاد كه مقابل ميرزا الغ بيك را نگاه دارد و خود به سمرقند رفته بر شهر دست نيافت .
دو سه روز در باغ دلگشا و كانگل گذرانيد .
و چون حضرت خاقان سعيد به منزل قاوتو رسيد نوكر امير شاهملك آمده سر دولت تيمور تواچى را به اردوى همايون رسانيد و آن حضرت با لشكرهاى بحر جوش به كنار جيحون به كلف رسيد كه ميرزا الغ بيك آنجا بود و سلطان بايزيد كه از مخالفان در برابر كرّ و فر مىنمود ، چون خبر وصول رايات فرقدساى و اعلام سپهرآراى شنيد ، رو به گريز نهاده خيمهها انداخت و مضمون من نجى برأسه فقد ربح دستآويز ساخت و چون خبر گريختن سلطان بايزيد در ترمذ ، به چنگيز اغلان و عبد الكريم رسيد ، ايشان نيز فرار بر قرار اختيار كردند و فرمان قضا جريان نفاذ يافت
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
ص١٢٦