تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
كه عساكر منصوره بادپايان آتش گذارد در آن درياى مغرق كه دجله و فرات نسبت به آن جويچه باشد و كر و ارس در جنب آن چشمه‌اى نمايد و سند و هيرمند در پهلوى آن جدول تقويم باشد راندند و روز جمعه هفتدهم صفر موكب منصور از آب عبور فرمود و امير مضراب نيز از گذر ترمذ گذشته به اردوى اعلى آمد و آن حضرت ميرزا الغ بيك و امير مضراب را به جانب كش فرستاده به آهستگى روان شد . بيت
همى رفت با هوش و راى و درنگ * كه سرعت پشيمانى آرد به جنگ
امير شيخ نور الدين چون از عبور سپاه ظفرپناه آگاه شد تجلدى نموده از حوالى سمرقند عازم كنار آب گشت . امير شاه ملك سوار و پيادهء سمرقند جمع ساخته با فيلان و بزرگان به عزم رزم امير شيخ نور الدين بيرون آمد و او عطفهء عنان كرده بر ايشان تاخت و صولت او سمرقنديان را پريشان ساخت و اسلحه و اموال گريختگان را گرفته شوكت او زيادت شد و از غايت غرور با خود مخمر كرد كه در برابر لشكر منصور آيد و بزرگان سمرقند امير شاه ملك را بر واقعهء كرت ثانى ملامت گونه‌اى مىكردند . امير از بزرگان متوهم شده ايشان را از شهر همراه خود بيرون آورد و ميرزا احمد ميرك با پانصد سوار از ولايت خود به مدد امير شاه ملك رسيده به اتفاق عازم اردوى شدند و ساير امرا و سپاهيان سمرقند به شرف بساطبوس مشرف گشتند و ميرزا الغ بيك قوچينان نواحى كش را جمع آورده به موكب ظفرقرين پيوستند و غلبه و كثرت تمام در سلك خدمت انتظام يافت . و امير شيخ نور الدين نيز مستعد جنگ و جدال و حرب و قتال شده در حوالى قزل‌رباط و آب‌يام ميمنه و ميسره و قلب و جناح به سوار و پياده برآراست و شرايط سپاه‌آرايى و مراسم لشكركشى به‌جاى آورد و سپاه حضرت خاقان سعيد به تأييد ملك مجيد آراسته بود و در وقتى كه هردو سپاه صف كشيده در برابر هم رسيدند ، امير شيخ نور الدين در حق امير مبشر بدگمان شده او را به قتل رسانيد و فرمودهء من