شاه ملك را با سپاهى نامدار به جانب اترار فرستاد تا هركرا از اتباع شيخ نور الدين در آن ديار بيند مستأصل گرداند و چون مهمات ممالك ماوراء النّهر به تازگى نظامى گرفت و كارها به نازكى قوامى يافت ، حضرت خاقان سعيد به فال ميمون و طالع مسعود عزيمت مراجعت فرمود و بيستم ربيع الأول از دار السلطنهء سمرقند به صوب خراسان روان شد و در حوالى كش ، بر راى اعلى عرضه داشتند كه حمزهء سلدوز و جمعى فتنهانگيز ، بعد از انهزام شيخ نور الدين ، به جانب حصار شادمان رفته هنوز دست از عناد و فساد كوتاه نگردانيدهاند . آن حضرت امير مضراب را به دفع فساد آن مفسدان فرستاد و موكب ظفر شعار از خزار ايلغار كرده عنان جهانگشاى به سمند غزال رفتار غزاله ديدار داد و چون خورشيد بر سبز خنگ فلك سوار گشته روان شد و اوايل ربيع الآخر ، در دار السلطنهء هرات نزول فرمود .
مصرع
اعلام تو بر عالميان ميمون بود
ذكر آمدن ايلچيان اطراف چون موكب همايون در مستقر دولت آرام گرفت
چون دار السلطنهء هرات از سعادت نزول موكب همايون رونق و صفا يافت و انوار عدالت آثار بر اطراف آن بلده تافت و جهانيان را به عنايات بىغايات بهرهمند گردانيد و مراسم خيرات و مناظم حسنات به اقصى الغاية رسانيد ، لاجرم صناديد عالم روى اميد به درگاه معظم نهادند و خود را ذرهوار در تاب آفتاب دولت آن حضرت جلوه دادند و رسل و رسايل با صنوف وصايل و فنون وسايل به درگاه سلاطين پناه فرستادند . امير ايدكو بهادر از ولايت اوزبك و دشت قبچاق و امير شيخ ابراهيم از ولايت دربند و شروانات و امير سيد عز الدين از هزارهجريب و پسر امير سيد على كيا از بلدهء سارى و امير حسن كيا از قلعهء فيروزكوه و از ولايت گرمسير و قندهار چند روز متعاقب از اين ولايات ايلچيان مىرسيدند و پيشكشهاى مناسب گذرانيده سخن حكّام خود را به وسيلهء امراى عظما به عرض مىرسانيدند و درگاه