تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
اين سال كه بنياد عمارت شد ، صد و نود و چهار سال گذشته بود . القصه آن حضرت فرمود كه در مجموع بلاد خراسان ترك و تازيك و دور و نزديك روى بدين مهم آورند و نخست آب كه معيشت انسان بدان منوط بل اصل خلقت اشيا بر آن مربوط است جارى ساختند و فرمان همايون نفاذ يافت كه آب مرو كه از نهر مرغاب است و بند آن را آب برده و جوى انباشته جوى را باز روبند و بند را بندند و بدين امر خطير از امراى كبير علاء الدين عليكه كوكلتاش و امير موسى و از ديوانيان امير على شقانى مقرر شدند و كارى كه فرضا پادشاه با خيل و سپاه به يك سال نتواند كرد به اندك مدتى و سهل فرصتى به اتمام رسيد و زمينهاى چون دل عاشقان خراب و به‌سان كار هنرمندان بىآب ، چون رخسار خوبان و عذار لاله‌رويان طراوت و صفا و رونق و بها يافت و اطراف و جوانب كه مساكن ارانب و اماكن ثعالب بود منبت درختان ريان و مبيت مرغان خوش‌الحان گشت و سال اول پانصد زوج عوامل به زراعت مشغول شد و خلايق به تمدن و توطن آن مايل شدند . طول جوى از سربند تا دروازهء علمدار كه مقبرهء بريده و حكم * علمداران حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم است دوازده فرسنگ و عرض در اوايل بيست گز تا پانزده گز و عمق از پنج گز كمتر نيست و در شهر مساجد و بازارها و حمامات و خانات و خوانق و مدارس و ديگر بقاع خير ساختند و چون آب رفته به جوى مرو بازآمد و عمارت شهر ساخته‌وپرداخته شد ، امرا متوجه پايهء سرير اعلى گشتند و حضرت خاقان سعيد تا آب مرغاب برفت و به سبب گرمى هوا به جانب ييلاق كيتو بازآمد و در آن فضاى دلگشاى آداب عيد اضحى به جاى آورده عازم دار السلطنهء هرات شد . بيت
به يمن عون الهى به دولت و اقبال * رسيد موكب عالى به مستقر جلال