فولاد خان رود و از براى شاهزادهء جوانبخت ميرزا محمد جوكى بهادر كريمهاى از خاندان خانى و دودمان چنگيزخانى خواستدارى نمايد و دختر امير ايدكو را كه از قوم منكقوتاند نامزد گرداند و امير حسنكا عزيمت نمود . در اين اثنا ، جمعى تركمانان در اغريچه و دهستان بودند و در فتنهء پيرپادشاه فرار نمودند به رهنمونى بخت ، كلانتر ايشان تيمور سالار ايل و الوس خود جمع كرده و به يورت اصلى آورده به شرف بساطبوس رسيد . آن حضرت گناه ايشان عفو نموده احشام را در آن مقام يورت داد و همه آسودهخاطر آرام گرفتند و نشستند .
ذكر فرستادن جناب ولايتمآب شيخ زين الدين الخوافى به جانب سيستان
در سال گذشته گذشت كه موكب ظفرنشان از يورش سيستان بازگشت و عزيمت ماوراء النّهر فرمود .
مصرع
اكنون چو به دولت و ظفر بازآمد
حكام سيستان تمهيد معذرتى نموده عرضه داشتند كه اگر آن حضرت جناب ولايتمآب شيخ زين الدين الخوافى را روان فرمايد و خون اهالى سيستان بخشيده هرآينه ايشان ايمن شده به خدمت شتابند . آن حضرت ملتمس مبذول داشته جناب ارشاد انتساب را رخصت عزيمت فرمود و اكابر سيستان استقبال نموده وظيفهء احترام بهجاى آوردند و جناب شيخ عنايت و مرحمت كه حضرت خاقان سعيد وعده فرموده بود به اهالى آن ولايت رسانيد . اكابر آنجا مثل شاه مسعود برادر شاه قطب الدين و قاضى سابق حرب و باقى اعيان سيستان با تيغ و كفن به درگاه عالمپناه آمدند . جناب شيخ زبان فصاحت به شفاعت
إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ
« 52 »
هامش
( 52 ) . سورة المائدة 119 .