برخواند و ان تعفوا اقرب للتقوى برخواند و به موقف عرض رساند كه قدم صدق اين جماعت از موضع ثبات لغزيده است و آن حضرت را در اين باب اقتدا به سنت الهى بايد كرد كه با كمال قدرت و جلال بر مآثم و جرايم بندگان وقوف مىيابد و در عقوبت اهمال و امهال مىفرمايد و چون از در توبه درآيند توبهء ايشان قبول مىفرمايد و روشن است كه سيستانيان مدتّها نسبت با اين خاندان طريقهء خدمتگارى و وظيفهء جانسپارى بهجاى آوردهاند و حالا اگر در كفران نعمت قدمى گذاردهاند و خاطر منوّر آن حضرت آزرده ، جزاى خويش ديدند و زهر قهر چشيدند و انگشت ندامت گزيدند و الحالة هذه به اميد رحمت پادشاهانه ،
مصرع
با تيغ و كفن به زينهار آمدهاند
آن حضرت را بواعث مرحمت جبلى در حركت آمده شفاعت جناب شيخ قبول فرمود و خطّ عفو بر جرايد جرايم ايشان كشيد و همه را انعام و اكرام نموده شاه نصرت ولد شاه محمود كه در قلعهء طوس محبوس بود اطلاق فرمود و مصاحب اكابر سيستان پيش پدرش شاه محمود فرستاد و شاه مسعود ملازم اردوى همايون گشت .
ذكر آبادان گردانيدن شهر مرو
حضرت خاقان سعيد پانزدهم ذى قعده به طالع سعد و اختر همايون بر صوب بادغيس كه متنزهات آن در فصل بهار خرمتر از روى نگار و خوشتر از وعدهء دلدار است نهضت فرمود و چون قواعد سلطنت به عمارت استقرار مىيابد و معاقد خلافت به زراعت نشوونما مىنمايد خاطر انور حضرت چنان اقتضا فرمود كه شهر مرو را كه به مرور زمان مدروس و ويران بود به حال عمارت بازآورد و آن خطه كه از مشاهير بلدان خراسان است و تختگاه سلاطين كامران و به دستبرد روزگار و حوادث ليل و نهار درهم ريخته و از عمارات آن جز رسوم و اطلال نمانده عمارت كنند و از سنهء ثمان عشر و ستمايه كه تولى خان پسر چنگيز خان حكم به ويرانى آن فرمود تا