تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
چون كليات مهمات آن ولايات برحسب ارادت سرانجام يافت ، موكب همايون به فال سعد و طالع ميمون متوجه دار السلطنهء هرات شده در شانزدهم ماه شعبان در مستقر دولت و سرير سلطنت نزول اجلال فرمود . مصرع
چون آفتاب آمده در خانهء شرف

ذكر كشته شدن سلطان على بن پيرپادشاه ابن لقمان پادشاه بن طغا تيمور خان

حضرت خاقان سعيد نوبت دوم كه لشكر به مازندران كشيد ، پيرپادشاه به ولايت رستمدار برد و شرح آن گذشت . چون موكب همايون معاودت نمود ، پسر پيرپادشاه سلطانعلى به الهام دولت و تلقين سعادت به عزم بساط بوس متوجه گشته در حوالى مهنهء مباركه به اردوى همايون رسيد و آن حضرت دربارهء او تربيت و عنايت فرمود و در يورش سيستان ملازم بود . بعد از فتح قلعهء فراه ، ناگاه بىموجبى فرار نمود و به رستمدار رفت كه پدرش آن‌جا فوت شده بود و امير كيومرث رستمدارى او را مددى تمام كرد و نوكران پدر او و بعضى مردم هرجايى پيش او جمع شدند و خبر توجه رايت ظفر آيات به جانب ماوراء النهر شنيده تسخير استراباد با خود قرار داد و چون ميرزا الغ بيك گوركان متعاقب موكب منصور روان شد و نوكر معتمد خود ابو الليث را در استراباد گذاشت ، سلطانعلى به اغوا و افساد جمعى عازم استراباد گشت و ابو الليث اسباب محاربه ساخته هردو گروه با لشكر انبوه به‌هم رسيدند و آتش قتال اشتعال يافت و زخمى كارى به سلطانعلى رسيده هلاك شد و سپاه منصور غنيمت نامحصور گرفته سر سلطانعلى را به هرات رسانيدند .

ذكر آمدن امير سيد على از سارى و باز او را به ولايت رسانيدن

حضرت صاحبقران هنگام مراجعت از روم و شام حكومت آمل و سارى و