نگه داشته و علم شهودى و كشف حقيقي براي ما حاصل شود به آنكه علم أو به ذاتش عين علم به كمالات ذات و لوازم أسماء و صفاتش مى باشد ، نه آنكه علم متأخر و يا علم ديگرى باشد ، بلكه علم به كمالات ذات با همان علمي است كه در حضرت ذات متعلق به ذات است . و اگر اين علم بسيط در حضرت ذات نبود نه حضرت واحديت اسمائيه و صفاتيه محقق مى شد و نه اعيان ثابتهاى كه در حضرت علمي به واسطهء محبت ذاتي محقق شده و نه اعيان موجوده .
صدر حكماء متألهين و شيخ عرفاء شامخين ( رضوان اللّه عليه ) در كتاب اسفار در تقرير منهج صوفيه چنين مى گويد : « چون علم حق تعالى به ذاتش عين وجود اوست و اين اعيان با وجود ذات أو موجودند ، لذا آن اعيان نيز با عقل واحدى كه همان عقل ذات است معقول اند ، و آن اعيان با كثرتى كه دارند معقول به عقل واحدند ، چنان كه آنها با كثرتى كه دارند موجود به وجود واحدند ، يا آنكه عقل و وجود در آن مقام يكى است . بنابراين ثابت شد كه علم خداى تعالى به همهء اشياء در مرتبهء ذات حق تعالى و پيش از وجود اشياء است » .
( پايان آنچه مى خواستيم از سخن صدر المتألهين نقل كنيم ) .
هشدارى به زبان اهل ذوق در نفوذ علم حق تعالى
بدان اى دوست كه عوالم كلى پنج گانه سايهء حضرات پنج گانهء الهى هستند و چون خداى تعالى با اسم جامع خود بر حضرات تجلى كرد در آيينهء انسان خودنمايى كرد كه « همانا خدا آدم را به صورت خود آفريد . »