مجعولات حضرتش ملائم با ذات اوست توهم اينكه فعل حضرتش موجب و بالاجبار باشد توهمى است باطل ، زيرا در صورتى كه صدور فعل از فاعلى كه خود موجودى است ممكن و علمش علمي است ناقص و ممكن و زائل ، و ارادهاش به دست يك سلسله دواعى خارجى كه زائد بر ذات است مسخر است ، و در پى اغراضى است كه براي ذات حاصل نيست ، اگر چنين فعلى فعل اختيارى باشد پس چگونه ممكن است فعل فاعلى كه در ذات و صفاتش واجب است اختيارى نباشد ؟ ! آيا به نظر تو وجوب ذات و تمام بودن صفات و بسيط بودن حقيقت و شدت احاطه و علم سرمدى و ارادهء ازلى موجبات آنند كه فعل موجب و بالاضطرار باشد ؟ يا آنكه امكان و لا شيئيت و زوال و بطلان حقيقت ، و هلاكت در ذات و صفات ، و حدوث و تجدد و گذرا بودن و تغيير يافتن ، از شرايط اختيارى بودن فعل است ؟ و يا امكان آنكه فعل را فاعل انجام ندهد كه چنين امكان در حقيقت كاشف از جهل فاعل است - بلكه بالاتر از امكان انجام ندادن فعل ، امكانى كه در ذات فاعل است - اين گونه أمور كه ذكر شد ( كه همگى اعدام و نقص و زوال بود ) در تحقق حقيقت اختيار دخالت دارد ؟ ( و در نتيجه ذات واجب كه هيچ يك از اين أمور در أو راه ندارد اختيار نداشته باشد و در كارهايش موجب باشد ؟ ) پس اى دوست از خواب بيدار شو ، و با ديدهء حقيقت و بصيرت به پروردگار خويش بنگر ، و مباد كه از زمرهء نادانان باشى .
شرح دعاى سحر ( فارسى ) — صفحة شرح دعاى سحر 155
مساهمون: السيد الخميني
صشرح دعاى سحر ١٥٥