اعتبار مقام اطلاقش صفتى است قديم ، چون ظاهر و مظهر با همديگر اتحاد دارند . و با اين بيان ، رفع مىشود اشكالى كه در روايات ائمهء معصومين ما ( عليهم صلوات اللّه رب العالمين ) است كه فرمودهاند :
اراده صفتى است حادث ، و از صفات فعل است نه از صفات ذات .
و از جملهء آنها روايتى است كه محمد بن يعقوب كلينى در كافى با سند خود از عاصم بن حميد و أو از ابى عبد اللّه امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه عاصم گويد : « عرض كردم : خداى تعالى از قديم اراده داشت ؟ فرمود : همانا نمى شود كسى اراده كند مگر آنكه مرادش بايد به همراه أو باشد . خداى تعالى از قديم قادر و عالم بود ، سپس اراده كرد » .
و نيز در كافى از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه آن حضرت فرمود : « مشيت حادث و پديده است » .
و روشن است كه مقصود از اين اراده و مشيت همان اراده در مقام ظهور و فعل است . و شاهد اين معنى در روايت ديگر است كه « خداوند تعالى عالم را با مشيت آفريد و مشيت را با خود مشيت ، سپس اشياء را با مشيت آفريد » .
و در روايت ديگر از ابى الحسن عليه السّلام است كه « اراده از خلق عبارت است از آنچه به خاطرشان مى گذرد و كارى كه از آنان پس از آن خاطره انجام مى گيرد . و اما اراده از خدا پس ارادهء أو همان پديد آوردن اوست » .
پس همان گونه كه علم را مراتبى است ، يك مرتبهء از آن عبارت است از مفهوم مصدري « دانستن » و يك مرتبهاش عرض است و يك مرتبهاش جوهر ، و بعضى از مراتب آن واجب است و قائم به ذات و
شرح دعاى سحر ( فارسى ) — صفحة شرح دعاى سحر 150
مساهمون: السيد الخميني
صشرح دعاى سحر ١٥٠