« و كلّ أسمائك كبيرة » يا بأسمائك كلها » ( همهء اسم هاى تو بزرگ است ، يا به همهء اسمايت ) چيست ( و كلمهء همه در مورد بي نهايت چگونه توجيه مىشود ) ؟ من به اين اشكال چنين پاسخ گفتم كه : سؤال كننده از خدا سؤال مىكند به آن اسم هايى كه بر حسب حالات و مقامات و واردات أو بر أو تجلى كرده ، و البته اسم هايى كه تجلى مىكند در هر مقامى كه باشد به حسب آن تجلى كه در قلب سالك مىكند محصور است .
و الآن در جواب مى گويم كه : أسماء الهيه گرچه به حسب ازدواج آنها با يكديگر و توالدى كه از مزدوج أسماء مىشود محصور نيست و بي نهايت است ، ولى به حسب أصول و أمهات أسماء محصورند ، كه به يك اعتبار عبارتند از اول و آخر و ظاهر و باطن ، چنان كه فرموده :
« اوست اول و آخر و ظاهر و باطن . » و به اعتبار ديگر أمهات أسماء عبارتند از « اللّه و الرحمن » چنان كه فرمايد : ( بگو اللّه را بخوانيد يا رحمن را ، هر چه را بخوانيد أسماء حسنى از آن اوست » . و به اعتبارى عبارت است از « اللّه و رحمن و رحيم » . همچنان كه بنا به اعتبار اول ، مظاهر أسماء غير محصور است چنان كه فرمايد : « و اگر نعمت خدا را بشماريد نتوانيد كه بشماريد . » و فرمايد : « بگو اگر دريا از براي نوشتن كلمات پروردگارم مركب شود هر آينه پيش از آنكه كلمات پروردگارم پايان پذيرد دريا پايان مى يابد . » و به اعتبار دوم ( يعنى به حسب أمهات أسماء ) محصور خواهد شد در عوالم سهگانه و يا پنجگانه . [ 1 ] و
هامش
[ 1 ] محتمل است مراد از عوالم سهگانه عالم عقول ، نفوس و خيال باشد و طبع را به خاطر خسّت و پستى جزء مظاهر نشمردهاند . همچنان كه احتمال دارد كه مقصود از عوالم پنجگانه آن سه مظهر پيشين به ضميمهء خيال متصل و طبيعت باشد . و نيز احتمال دارد كه مقصود ، آن سه مظهر به ضميمهء دو نوع طبع يكى جواهر و ديگر اعراض باشد .