و خداى تعالى عزيز است به معناى دوم ، زيرا أو واجب الوجود فوق بي نهايت است به نيرويى بي نهايت ، و در دايرهء وجود جز أو نيرومندى نيست ، و نيروى هر نيرومند سايهاى از نيروى أو و يكى از درجات نيروى اوست ، و موجودات از آن جهت كه فانى در اويند و وابستهء به اويند و به جنبهء « يلي الربى » كه دارند نيرومندند و اما از آن جهاتى كه به خود نسبت دارند و از جنبهء « يلي الخلقي » ضعيف و ناتوانند : « اى مردم شما نيازمنديد به اللّه ، و اللّه است كه بي نياز و ستوده است » ، « و نيست اين ها ( بتها ) مگر اسم هايى كه شما و پدرانتان اين نامها را گذاشتهايد و خداوند حجّتى بر اين نامها فرو نفرستاده است » .
اگر مقصود از نيرومند كه گفتيم نيرو در مقابل ضعف باشد سخن آن است كه گفته شد ، و اگر نيرو بدان معنى مقصود باشد كه مبدأ آثار است باز خداى تعالى مبدأ آثار بي نهايت است و در دار وجود جز أو ديّارى نيست و جز صفات و آثار أو ديّارى نيست و در عالم وجود مؤثرى جز اللّه نيست ، و هر چه مؤثر و يا مبدأ اثرى هست از مظاهر خلقى اوست ، بلكه اوست سميع و بصير با عين سمع و بصر ما .
سمع و بصر در حق متعال از شؤون علم اوست
شيخ عارف كامل ما شاه آبادى ( كه خداى سايهاش را بر سر مريدانش مستدام بدارد ) گويد : « سميع و بصير از أمهات أسماء نيستند و به علم الهى در مقام ذات باز مى گردند ، و از علم ذاتي جدا نمى شوند مگر هنگامى كه به مخلوق ها و مظاهر واقع شوند . پس محقق شدن سميع و بصير در حق خداى تعالى به عين همان سمع و