تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى سحر ( فارسى ) — صفحة شرح دعاى سحر 107

مساهمون:

صشرح دعاى سحر ١٠٧
و عارف بزرگوار آقا محمد رضا قمشه‌اى در حاشيه بر مقدمات شرح فصوص قيصرى كه منسوب به اوست سؤالى از خود مىكند و آن اينكه : اگر اسم به دو بخش أسماء ذات و أسماء صفات بخش شد چرا براي خداى تعالى در مرتبهء احديت ذاتي اسم و رسمي نباشد و حال آنكه ذات در اين مرتبه حاصل است و بايد متصف به صفات باشد ؟ » أو پاسخ اين سؤال را به اين عبارت مىدهد ( ترجمه ) : « رسم هر چيز عبارت از چيزى است كه مميز آن باشد و آن را كشف كند ، پس بايد مطابق آن باشد تا بتواند آن را كشف كند و ذات الهى با هيچ مفهومى از مفاهيم ، ظاهر نمى شود و كشف نمى گردد تا آن مفهوم اسم براي آن ذات تعالى بشود . اگر خواهى به وجدان خودت مراجعه كن و ببين آيا مفهومى از مفهوم ها را مى يا بي كه آن مفهوم عين مفهوم ديگر باشد ؟ چه رسد به مفهوم هاى بي نهايتى كه در مقابل كمالات حق تعالى است ، و چطور ممكن است مفهومى كاشف از كمالات آن حضرت باشد و حال آنكه مفهوم ، محدود است و ذات خداى تبارك و تعالى نامحدود ؟ پس براي ذات احديت اسمى اصلا وجود ندارد . ذاتش مقدس است از اينكه محدود كننده‌اى أو را محدود كند و چيزى از اشياء غيبى مانند مفاهيم ، و يا از اشياء عينى مانند وجودات ، أو را احاطه كند . پس وجود منبسط عام و مفهوم عام اعتبارى آن وجود منبسط هر دو از اطلاق أو كاشف اند نه از ذات اقدس و ارفع و اعلاى أو . مگر نشنيده‌اى سخن آزادگان را كه گفته‌اند : جهان همگى خيال اندر خيال است و ذات أو حقيقتى است قائم به نفس خويش ، و وجود منحصر در آن ذات است ؟ ! » گر چه در پاره‌اى از فقرات سخن اين مرد بزرگ جاى اشكال