جلد دوم
[ جلد اول دفتر دوم ]
وقايع سنهء اثنين و سبعين و سبعمائة
ذكر گريختن امير موسى به جانب تركستان
چون حضرت صاحب قران بنياد دشمنان برانداخته مملكت مسخّر ساخت ، امير موسى گريخته به تركستان رفت . و آن حضرت جويكى « 1 » را با چند بهادر در عقب او فرستاد و جويكى به نزيك او رسيده استمالت نامهاى كه داشت پيش او فرستاده متعاقب روان شد . امير موسى مستعد حرب شده عزم قتل جويكى جزم كرد . جويكى تربيت يافتهء آن حضرت بود و كار از كارخانه آورده و مزاج زمانه و فعل امير موسى را دانسته . از راه كناره كرده بود و قراول در جاى لايق نشانده . چون قراول آمدن امير موسى را به طريقى ديگر مشاهده نمود ، دانست كه در ضمن آن شعبدهاى هست . فى الحال جويكى را آگاه ساخت . جويكى جمعى در كمين نشانده و بر بلندى برآمد و احتياط كرد و دانست كه امير موسى نوعى ديگر آمده است . لشكر خود را يسال كرده و بر اثر او روان شد و شب در اطراف او درآمده شبيخون زد . دشمن از هم فروريخته ، امير موسى به جانب اترار گريخت « 2 » و جويكى آغروق او را گرفته صورت
هامش
( 1 ) . در ظفرنامهء شرف الدين على يزدى ، اين نام به صورت « چنگى قوچين » آمده است : « حضرت صاحبقران چنگى قوچين را به طلب او فرستاد ، او چون به او رسيد قضيه به جنگ انجاميد . » ص 163 چاپ امير كبير ، تهران .
( 2 ) . ايضا : « به نيگى بالا رفته در ييلاق و كوهستان سرگردان مىگشت » .