نقدّس لك « 1 » نهاد و به رقاب ضراعت سجود جناب آدم را انقياد نموده جبين اذعان بر زمين امتثال فرمودند . نوآموز قابليتش را چون در مكتب تعليم لوح علّمه البيان « 2 » به دست تعلّم دادند كهن قاريان
يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْ لا يَسْأَمُونَ
« 3 » ابجد
سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا
« 4 » از سر گرفته زبان معذرت گشادند .
بيت
قدسيان آگه از اطوار علوماند ولى * همه در مكتب علمت الف و بىخوانند
و چون اشعهء انوار اين علوم از مطلع آفتاب صفات ازلى طلوع يافته و بر مطالع ذرّات ذريّات آن مجموعهء كاينات تافته صدف هر وجود را قطرهاى از فيض غمام اين انعام رسيد و به لآلى تأييد و ترشّح الهى مشحون گرديد و ميراث علومش قرنا بعد قرن و بطنا بعد بطن ما خلا الانبياء عليهم السّلام و الذين اتّبعوهم الى يوم القيام چون نور آفتاب و ادرار سحاب انصباب به اعقاب سعادت انتساب و اولاد رشيد رسيد تا هلال اين احوال چون بدر صاحب كمال ساطع و لامع شده ثواقب اين كواكب چون آفتاب [ عالمتاب در اوج طالع گشت يعنى آفتاب طلعت جناب مولوى چون طلعت آفتاب ] « 5 » جهان را به نور ظهور منوّر ساخت و قلم مشكين رقمش شميم عنبر نسيم در مشام مستنشقان روايح علوم انداخت و چون از خصايص خاتم النّبيين عليه السلام منقبت مزيّت ختم است ، پس در امّت رفيع منزلتش كه منشور قدرشان به طغراى
هامش
( 1 ) . ايضا 30 .
( 2 ) . الرحمن 4 .
( 3 ) . سورة فصّلت 38 .
( 4 ) . البقرة 32 .
( 5 ) . س ندارد .