حواشى نسخ « 1 »
حاشيهء ف ، ك صفحه 304 سطر 5 : « مولانا حافظ فرمايد :
سحر ز هاتف غيبم رسيد مژده به گوش * كه دور شاه شجاع است مى دلير بنوش
شد آنكه اهل نظر بر كناره مىرفتند * هزار گونه سخن بر زبان و لب خاموش
به بانگ چنگ بگوييم آن حكايتها * كه از نهفتن آن ديگر سينه مىزد جوش
شراب خانگى از ترس محتسب خورده * به روى يار بنوشيم و بانگ نوشانوش
رموز مصلحت ملك خسروان دانند * گداى گوشهء نشينى تو حافظا مخروش »
حاشيهء نسخهء ف صفحه 305 سطر 6
« نسب امير قوام الدين اين است : امير قوام الدين بن امير صادق بن عبد الله بن محمد ابن هاشم بن على بن حسن به على المرعش بن عبد الله امير العراقين محمد الاكبر بن الحسن الدكه ( ؟ ) بن الحسين الاصغر بن امام الهمام على بن الحسين زين العابدين عليهم السلام . »
هامش
( 1 ) . اين حواشى لازم بود كه در ذيل صفحات مربوط در متن چاپ شود . ولى چون به علت تفصيل ممكن بود موجب برهمخوردگى صفحات متن و انتقال حواشى به صفحه يا صفحات بعد شود در اينجا آورده شد .