مسلح و مكمل گشته مترصد دفع صايل گرديد . افراسياب در ميان برنجزار متوجه آن قريه گشت اسب او در آن وحل بماند و تيرى بر مقتل او رسيده كشته گشت . »
طبق نوشتهء ظهير الدين ، درويشان در پشت پرچين مزرعهء پنبهاى به دفاع ايستادند .
چون اين مزرعه و پرچين به زنى به نام « جلالك مار » ( مادر جلالك ) تعلق داشته اين جنگ نيز به نام حاربهء جلالك مار پرچين شهرت يافته است . ( تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ص 179 )
ص 319 سطر 15
در كتاب ابن عربشاه دربارهء جنگ سيستان چنين آمده است ( به اختصار ) :
« شبى چون آتش گرسنگى بر جانشان ( - ياران تيمور ) شرار افكند خود به كنار چهارديوارى در اطراف سيستان آمده گوسفندى ربوده بازگشت . چوپان آگاه شد . دو ضربت سهمگين يكى بر كتف و ديگر بر ران وى فروآورد و نيمى از اندام او را تباه كرد .
پس او را به خدمت ملك حسين پادشاه هرات برد و شاه پس از شكنجهء بسيار بفرمود كه به دارش آويزند . ليكن وى را پسرى بود بنام ملك غياث الدين كه به يايمردى نزد پدر شد و رهايى او خواست . سلطان خواهش او را نپذيرفت كه اين مرد راهزنى است جغتايى .
جز فساد از وى نيايد . اگر بماند جهان و جهانيان را به هلاكت رساند . پسرش گفت خود نيمآدمى چه بود كه منشأ شرى گردد يا مصدر فسادى شود . وى بدينسان كه آسيب ديده دير نتواند زيست . سلطان وى را ببخشود و ملك غياث الدين به مداواى او برگزيد تا جراحاتش بهبود يافت . در آن هنگام والى سيستان سر به سركشى داشت .
سلطان ، تيمور را بخواند و با جمعى از سپاهيان به دفع وى فرستاد . »
« زندگانى شگفتآور تيمور » ترجمهء عجايب المقدور ابن عربشاه ص 9 از انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب ترجمهء آقاى محمد على نجاتى .
ص 331 سطر 10
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 442
مساهمون: كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
ص٤٤٢