تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
نظم
استاد زرگر مهر بگشاد دست و بازو * افكند خردهء زر در كفهء ترازو
و ملك محمد حرب را آماده گشته ملك غياث الدين سرخس را محاصره كرد و امتداد يافته هوا بغايت سرد شد . چنانچه گويند آفتابه از سرما بتركيد و جمعى را اعضا سرما برده جمعى انبوه هلاك شدند و بعد از مشقت بسيار سفرا در ميان شده بر صلح‌گونه قرار دادند و ملك محمد بيرون آمده برادر را سلام كرد و بازگشته برادر نيز عازم هرات شد .

ذكر عزيمت ملك غياث الدين پير على به جانب ولايت خواجه على مؤيد

ملك غياث الدين به موافقت طالع و مساعدت بخت مىگذرانيد و در احداث ايام و اضغاث احلام روزى به شبى و شبى به روز مىرسانيد و از جام مراد دور شادكامى در ظل دوستكامى مىنوشيد . خواجه على مؤيد در آن وقت چنانچه در قضيهء سربداريه مذكور است مملكت خراسان از بسطام تا فرهاد جرد ضبط نمود ، خطبه و سكه به نام خود كرد و دعوى محبت خانوادهء رسول [ صلى الله عليه و آله ] « 1 » كرده در اظهار مذهب تشيع غلوى عظيم داشت و اسبى به زين هر روز مىكشيد كه ظهور حضرت امام محمد مهدى سلام الله عليه خواهد بود و مردم سبزوار اكثر شيعه مذهب باشند و مردم اصلى نيشابور اكثر سنى و به واسطهء حاكم شيعى ايشان نيز اظهار تشيع مىكردند . ملك معز الدين حسين قلعهء فرهاد جرد را عمارت كرده چند كرت قاصد نيشابور شد . ملك غياث الدين نيز عزم تسخير نيشابور كرد و چون ملك حنفى مذهب بود و خواجه على ، شيعى ، علماى هرويهء نظاميه فتوى مىدادند كه دفع شيعه واجب است .
هامش
( 1 ) . ك : عليه السلام - س ندارد .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 437 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى