تورها به پاى حصار آورده بودند گريختند و توكل با صد مرد حمله آورده « 1 » ، و پيادگان خصم تيرباران كرده لشكر منصور را برگردانيدند . حضرت صاحبقران با پانزده مرد بر ايشان زده لشكر را فرمود كه حمله كنند . ايلچى بوقا و بهرام حمله كرده توكل در زير ديوارى ايستاده بود . از حملهء ايلچى بوقا كه از بالا شمشير حوالهء او كرد رو به گريز نهاد و خراسانيى « 2 » ، نادانسته شمشير فرود آورد و سر بهرام بينداخت و از طرف دروازهء خزار ، لشكر قراوناس ايستاده بود . آن حضرت با شصت سوار عازم ايشان شد . ملك از بيم جان به قيتول كه در گنبد لولى بود گريخت و از بيم لشكر منصور همه از آنجا نيز فرار نمودند . آن حضرت فرمود كه امير جاكو و امير سيف الدين تا تنگ جكجك درپى رفته دشمنان را به دست آرند و امرا در عزيمت تعلل نموده حضرت صاحبقران بر ايشان تاخت و مجموع را در پيش انداخت و ياغى صد مرد در كمين كرده و فرصت يافته در اين وقت دو گروه قصد آن حضرت كردند . « 3 » جمعى كه از دست راست كمين گشادند « 4 » از ضرب تيغ خونريز رو به گريز نهادند و دست چپ نيز اسبان و كوتلها گذشته چون بادوزان گريزان شدند و خاتون امير موسى آرزو ملك به تومان آغا حامله بود و با ملك گريخته مىرفت . آن حضرت ملك را آواز داد كه از خون تو اگرچه ريختنى است گذشتم . از خاتون جدا شو . ملك منت داشته جدا شد و با آن خاتون نوكرى بود تير پر كشيده حواله مىكرد . حضرت صاحبقران به تصور آنكه تيرانداز جلد است عنان كشيده مىداشت . چه از بهر زنى تير خوردن از مردى « 3 » نيست . دولتشاه بخشى سپر در سر كشيده بر آن نوكر حمله كرد و او تير انداخته بىهنرى او معلوم شد و با زنان « 4 » گريخت .
هامش
( 1 ) . ايضا : بار از سپاه دشمن توكل با صد مرد از طرفى ديگر حمله آورد .
( 2 ) . ايضا : « از جمله دلاوران لشكر منصور خراسانيى نادانسته » ص 102
( 3 ) . س : و از مردى نيست - نام اين تيرانداز بىهنر در ظفرنامه « عاشق تاز » آمده است كه « كمان و تير در دست » داشت و « تير در كمان نهاده مىكشيد و نمىانداخت . »
( 4 ) . ظفرنامه : « آرزو ملك آغا حامله بود نه ماهه به تومان آغا » - اين تومان آغا بعدها در ازدواج امير تيمور درآمد .