در كار روزگار و ثبات جهان عبيد * عبرت هزار بار از اين مىتوان گرفت
بيچاره آدمى كه ندارد به هيچ حال * نى بر ستاره دست و نه بر آسمان گرفت
و مولانا شمس الدين محمد حافظ فرمايد در تاريخ واقعهء امير جلال الدين شيخ ابو اسحق :
تاريخ و مرثيه
به روز كاف و الف از جمادى الاول * به سال ذال و دگر نون و حا « 1 » على الاطلاق
خدايگان سلاطين مشرق و مغرب * خديو كشور عفو و كرم به استحقاق
سپهر حلم و حيا ، آفتاب جاه و جلال * جمال دنيى و دين شاه شيخ ابو اسحق
ميان عرصهء ميدان « 2 » خود به تيغ عدو * نهاد بر دل احباب خويش داغ فراق
ذكر وفات امير شيخ حسن بزرگ و جلوس پسر او سلطان اويس و تراجع حال ملك اشرف
امير شيخ حسن بزرگ در بغداد از عالم فنا به دار بقا رحلت كرد . خواجه سلمان در
هامش
( 1 ) . ذ + ن + ح - 758
( 2 ) . يعنى همان ميدان سعادت كه محل كاخ ساختهء خود او بود . در خصوص ايوان و كاخ عظيمى كه شاه شيخ ابو اسحق نظير ايوان كسرى درين ميدان سعادت ( ميدان بيرون دروازهء سعادتآباد ) بنا نهاده و با همه بيگارى خلق ، زر فراوان در آن صرف كرده بود رجوع شود به سفرنامهء ابن بطوطه و ديوان عبيد زاكانى تاريخ عصر حافظ . اين بنا را شيخ ابو اسحق در سال 754 بنياد نهاده بود . عبيد زاكانى درين باب گفته است :ذال با نون و دال از هجرت * راى خسرو بر آن گرفت قرار
كاز پى روز بار و بزم طرب * اين عمارت بنا كند معمار