تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
و امير مباركشاه فى امان من الظلام منهزم گشته روى به بارگاه جهان پناه آورد و صورت حال عرضه داشت . حضرت مبارزى ، شير بيشهء مردانگى جلال الدين شاه سلطان « 1 » را نامزد آن گروه [ فرمود و ايشان به رودخانهء بزرگ متحصن شدند . سپاه شاه سلطان چون برق از آن رودخانه ] « 2 » گذشته آتش جدال اشتعال يافت و نائرهء قتال التهاب پذيرفت . مخالفان تاب مقاومت نياورده راه فرار پيش گرفتند و اموال ايشان كه وراى حساب آمال بود سپاه شاه سلطان تصرف نمود « 3 » . بقا كه امير صاحب تدبير آن جماعت بود فنا يافته گروه انبوه به قتل آمدند و شاه سلطان معزز « 4 » و مظفر به دار الملك آمد . در اين سال خواجه يحيى كراوى [ كه حاكم ] « 5 » سربداريه بود سر به دار شد و شرح قتل او آن است كه روزى خواجه يحيى به دهليزسراى خود درآمده فداييى در پس در پنهان بود . چون خواجه يحيى از او گذشت برجست و بر پس استر او نشست و خنجرى به پهلوى او فروبرد . خواجه يحيى در آن گرمى دست از پس كرده او را گرفت و هر دو از استر افتاده قاتل خود را زخمى زد و هر دو بر جاى سرد شدند ، رمضان سنهء 756 بيت
كشتى تو و كشتند ترا و آن‌كه ترا كشت * هم كشته شد از گردش ايام سرانجام
هامش
( 1 ) . ظاهرا شاه شجاع نامزد اين مهم شده نه شاه سلطان . در تاريخ محمود كتبى آمده است : « امير مبارز الدين دفع اين معامله را حواله به راى شاه شجاع كرد . » ص 48 ( 2 ) . ك : [ فرستاد و ايشان تمامة ] - تاريخ كتبى : « چون حضرت پادشاهى به ايشان نزديك گشت عساكر چون برق از آب بگذشتند » ص 48 ( 3 ) . تاريخ كتبى : « امير بوقا كه مقدم ايشان بود با جمعى ديگر از امرا كشته شدند . » ( ص 48 ) . ( 4 ) . ك : معزز و مكر و مظفر . ( 5 ) . ك : ندارد .