رايت استقلال به اوج جلال برافراشت و سادات و علما را معزز و موقر داشت و در امر معروف و نهى منكر به نوعى سعى نمود كه كسى را يارا نبود كه نام ملاهى و مناهى برد و مولانا شمس الدين محمد حافظ شيرازى در آن زمان مىفرمايد :
نظم
اگرچه باده فرحبخش و باد گلبيز است * به بانگ چنگ « 1 » مخورمى كه محتسب تيز است
پيالهاى و حريفى گرت به دست افتد * به عقل نوش كه ايام فتنهانگيز است
در آستين مرقع پياله پنهان كن * كه همچو چشم صراحى زمانه خونريز است
ز رنگ باده بشوييم خرقهها در اشك * كه موسم ورع و روزگار پرهيز است
سپهر برشده پرويزنى است خونافشان * كه ريزهاش سر كسرى و تاج پرويز است
عراق و فارس گرفتى به شعر خوش حافظ * بيا كه نوبت بغداد و وقت تبريز است
و مردم را به علوم شرعيه ترغيب مىفرمود .
بيت
علم دين فقه است و تفسير و حديث * هركه خواند غير از اين گردد خبيث
هامش
( 1 ) . ف : به بانگ باده .