تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
برخواند و بار ديگر اسباب محاصره مهيا ساخته مزاج ] « 1 » مبارزى را زحمتى صعب روى نمود و از شربتخانهء
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ
« 2 » ، شربتى نافع يافت . اما شرف الدين شاه مظفر مريض شده حذاق اطبا از معالجهء آن عاجز شدند و در جمادى الاخرى نداى
ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
« 3 » ، نفس قدسى نهاد او را به حظاير قدس دعوت كرد . هرچند فى الحقيقة آن واقعه هادم اللذات بود ، اما كوه صبر مبارزى را متزلزل نساخت تا شماتت اعدا علاوهء اندوه نشود و نعش او را به ميبد فرستاده بر زبان مبارك راند كه اگر ماه در نقاب شد آفتاب را بقا باد و از فرقدين يكى رفته و ديگر پاينده است . ولادت او محرم سنه 725 ، عمر او بيست و شش سال و نه ماه « 4 » ، فرزند او : يحيى ، شاه منصور ، شاه حسين ، شاه على . امير مبارز الدين ، بعد از چند روز شاه شجاع را به تسخير قلعه سرخ كه در چهار فرسخى شيراز است فرستاد و در آن قلعه جمعى دلاوران بودند و ذخيرهء بسيار . اهالى قلعه به حصانت مغرور شده طريق تمرد پيش گرفتند و سپر خيرگى در روى كشيدند . آتش خشم پادشاهانه زبانه كشيده به يك حمله چنان قلعهء منيع را گشود و به كليد سعادت فتح الباب آن حصن حصين مسير گرديد و رغايب خزاين و نفايس و دفاين آن را به ملازمان احسان فرمود به موكب جناب مبارزى پيوست و مدت شش ماه محاصرهء شهر متمادى شد و حال بر محصوران تنگ آمده ابواب تدبير به همه طريق مسدود ماند و با آن‌كه اكثر اوقات مزاج شريف جناب مبارزى را عارضه‌اى بود ، هر روز در تضييق ابواب محاصره تأكيد زيادت مىفرمود . مولاناى اعظم ، عضد الدين از كلو فخر الدين كه
هامش
( 1 ) . ك : ندارد . ( 2 ) . سورة الاسراء 84 ( 3 ) . الفجر 28 ( 4 ) . ظاهرا اشتباه است . از محرم سال 725 كه تولد او بوده تا جمادى الاخر سال 754 ، بيست و هشت سال و شش ماه است نه بيست و شش سال و نه ماه