نظم
ز عكس سر تيغ و برق سنان * سر از راه مىرفت و دست از عنان
امير شيخ صوب صواب در فرار مىديد و بىآنكه رو به جنگ آرد پشت داد و شمشير ناكشيده سپر بينداخت و عنان عزيمت به راه هزيمت معطوف ساخت . « 1 » روز ديگر رايات [ ظفر آيات ] « 2 » مبارزى به حوالى حومهء شيراز رسيد و در تضييق دواير حضار اجتهاد نموده مداخل و مخارج فروبست . مخالفان از پياده و سوار گروه انبوه از شهر بيرون آمدند و از بام تا شام شعلهء آتش حرب چون دهان ثعبان بود و از صباح تا رواح باران فتنه چون موج طوفان . چندبار اعدا را در دروازه كوفتند و باز جمعى آسوده بيرون آمدند . نيران قتال مىافروختند . تا به آن دم كه شفق از خون كشته چون مژهء عشاق دامن در خون كشيد و آفتاب از نظارهء آن كارزار ملول شده در نقاب مغرب متوارى گرديد و زمانى در فروغ مشعله آتش جنگ افروخته بود و خرمن حيات يكديگر سوخته .
نظم
چو زلف شب از حلقه عنبرى * سمن ريخت بر طاق نيلوفرى
شه و لشكر از جنگ وره سودگى * رسيدند لختى به آسودگى
ذكر آمدن مجد الدين سربندى و باز ياغى شدن او و فوت شاه مظفر و فتح شيراز و فرار امير شيخ ابو اسحق
مجد الدين سربندى از شهر بيرون آمده به موكب همايون ملحق شد و به عواطف
هامش
( 1 ) . تاريخ محمود كتبى : « امير شيخ تا پنج فرسنگى شيراز با لشكرى آراسته پيش آمد . روز ديگر بىجنگى پشت بداد . » - تاريخ حافظ ابرو : « تا مرحلهء خان مايين كه پنج فرسنگى شهر است پيش آمد . » در خصوص علت اين فرار بىجهت ، سخنى از شاه شيخ ابو اسحق در تواريخ آمده ( رك تاريخ كتبى ص 39 ) .
( 2 ) . س : ندارد