هيچكسى ابقا نكردند و از خاص و عام خلقى بسيار كشتند .
پسران طغاتيمور خان و هركه توانست گريخت . پهلوان سربدار گرگوار در گوسفندان تركى افتادند و به تهور و تنمر چنين كارى از پيش بردند كه تا انقراض عالم ذكر آن از روى روزگار محو نخواهد شد و به يك لحظه اردوى پادشاهى چنان ناچيز شد و سربداران در آن نواحى خرابى نابسامان كردند و با فتح و نصرت و غنيمت و دولت به خراسان مراجعت نمودند و نام اين كار بزرگ باقى ماند .
وقايع سنهء اربع و خمسين و سبعمائه ذكر لشكر كشيدن امير مبارز الدين محمد مظفر به شيراز
امير مبارز الدين محمد مظفر چون لشكر شيراز را هزيمت فرمود ، عزيمت تسخير تختگاه سليمان عليه السلام يعنى فارس نمود و به كندن كان فيروزهء ابو اسحقى « 1 » عزم جزم كرد و جهت آنكه اتراك اوغانى و جرمايى در ظّل رايت فيروزى جمع آيند به راه بم روان شده صحارى جيرفت را مخيم اقبال ساخت و امير كريم شيخ ابو اسحق خبر يافته به اركان دولت ، خاصه :
مصرع
پادشاه علما خسرو دانشمندان
عضد الملة و الدين عبد الرحمن الايجى كه از آثار خامهء سحرنگار [ ش ] شرح مختصر اصول ابن حاجب است ، در مذاهب ائمهء اربعه [ ابو حنيفه و شافعى و مالك و حنبل ] « 2 » و « مواقف » و « جواهر العيون » در اصول كلام و « فوايد غياثى » در معانى و بيان و
هامش
( 1 ) . فيروزه انواع مختلف دارد و از انواع عالى آن يكى فيروزه بو اسحقى است ولى درينجا ، منظور از « كندن كان فيروزهء بو اسحقى » بركندن ريشهء شيخ ابو اسحق است . حافظ شيرازى نيز از شيخ ابو اسحق به فيروزهء بو اسحقى به ايهام ياد كرده .راستى خاتم فيروزهء بو اسحقى * خوش درخشيد ولى دولت مستعجل بود( 2 ) . س : ندارد .